No-IMG

از نماز با حضور .. تا نماز به زور !!

همین چند روز قبل در فیسبوک با پوستی سر خوردم که تصاویر آن گویای این بود که در برخی مساجد در هرات ( شاید در یکی از ولسوالی ها ) برای مقتدیان حاضری ترتیب داده شده است. پیش از آن هم نوشته ها وکامنتهای را در همین زمینه خوانده بودم که سخن از حاضری گرفتن نمازگذاران داشت وجریمه شدن آنهای که در نماز جماعت در مسجد حاضر نمیگردند. حکومت طالبان شاید از تریبیون های رسمی حدوث همچو موارد را رد کنند، ویا هم آنرا تصرف شخصی برخی از ملا امامان ویا مسوولین محلی بدانند. اما باور من این است که این کارکرد منحیث یک پالیسی نانوشته شده برای بسیاری از آنها پسندیده وقابل تایید است.

به هرصورت، مناقشه را میگذاریم به فقها تا ببینند که همچو تصرفی چه اصل شرعی دارد، وتا چه اندازه با مقاصد شریعت وروح اسلام سازگار است. اما این نماز های به زور مرا به یاد یک خاطره انداخت.

از همان نخست ها که سخت شیفته ی  نماز با " حضور " بودم، کوشش میکردم بدانم چگونه میشود این " حالت " را در خودم ایجاد کنم، حالتی که احساس کنی در مقابل خدا حضور داری و او را ستایش میکنی و نیایش. اما فکر نمیکنم گاهی آنچه را میشود " حضور " خواند، بدست آورده باشم. شاید لحظه های زود گذری چون طیفی زیبای مرا در خود پیچیده باشند، اما آنچه آنرا حضور قلب وقالب در حضور خدا نامید تا حال برایم دست نداده است.

حالم را چند بار به شیخ بازگو کردم و او میگفت که برو خشوع را بدست بیاور، واین آیات را میخواند که " قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ * .. از دید او نماز با حضور، مقام بلندی است که پیش از آن چندین پله را باید بپیمایی تا بدانجا برسی. میگفت شما با حضور قالب " جسد " چاره کنید، وظاهر نماز را آنگونه که میشاید ادا نمایید، آهسته آهسته به حضور قلب خواهید رسید، اگر صبر وشکیبایی داشته باشید. شیخ همیشه میگفت حضور قالب نمازیست که با آرامش جسمت آنرا ادا میکنی، و حضور قلب نمازی که آرامش  کامل ذهن وقلبت تحقق میابد واحساس میکنی که داری با خدا سخن میگویی. وهنگامیکه ایاک نعبد وایاک نستعین میگویی، بزرگی او را وکوچکی خود را احساس میکنی، بحر بیکران رحمت او را وبار گناهان خود را میتوانی برای یک لحظه در خاطرت ترسیم کنی، در کنار او همه سختی ها ودشواری ها را فراموش کنی، از او قوت بگیری و دوباره براه بیفتی.

تا اینجای سخن همه چیز عادی است.. واصلا شاید نیاز نبود یادی از آن کنم. اما پیشگفتاری  بهتر از این برای اصل قضیه نتوانستم جستجو کنم. جان سخن در این همه گفتار این است که شیخ یکبار در موضوع خشوع در نماز ذکر کرد که هیچ کس حق ندارد مسلمان بالغی را به زور وجبر بالایش نماز بخواند به ویژه نماز جماعت در مساجد، چون نه اطمینان قالب و نه حضور قلب در چنین نماز که زیر تهدید ادا میشود تحقق خواهد یافت. او میگفت آنچه نیاز است تعلیم وتربیه مسلمانان، به ویژه از خوردسالی بر فرضیت واهمیت نماز وترغیب آنها به ادای درست وبر وقت آن است. شیخ میگفت نمازی که از فحشا و منکر منع میکند همین نمازی است که ما با شوق ورغبت ومحبت الهی ادا میکنیم، نه آنیکه برای خوشی دیگران پایین وبالا میشویم.

والسلام.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟