No-IMG

آیا اعتراضات گسترده ی مردمی در قزاقستان آغاز فصل تازه ی از نا آرامی ها در آسیای میانه خواهد بود؟

آنهایکه پاسخ شان بلی است، ویا هم آنهایکه به نه جواب میدهند، هردو بدون شک برای اثبات دیدگاه خود، دلیل ها وانگیزه های دارند. اما آنچه پر روشن است این است که سرعت گسترش دامنه ی اعتراضات وبه خشونت گرویدن آن، وتاثیر سیاسی وامنیتی داخلی ومنطقه ی آن از عمق بحران فعلی در قزاقستان حکایت میکند.

قاسم توقایف در برابر یک آزمون دشوار

برای حکومت رئیس جمهور توقایف وهم پیمان هایش در موسکو وپیکن، تظاهرکنندگان "گروهی از تروریست های بین المللی" هستند که به گفته او در خارج از کشور آموزش دیده اند و "یکپارچگی دولت را تضعیف می کنند." این طرز دید رسمی وقتی بحران زا میگردد که دولت قزاقستان برای مهار نمودن گستره ی اعتراضات از برون کمک میخواهد. سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO)  به رهبری روسیه که قزاقستان هم عضو آن است، بدون درنگ قوای " حافظ صلح " میفرستد ونخستین قوای روسی در زیر چتر این سازمان به آلماتی که قلب اعتراضات مردمی است دیروز 6 جنوری میرسد. ودر روز های آینده 2500 نیروی دیگر پیمان امنیت به قزاقستان خواهند رسید.

این نخستین بار است که که سازمان پیمان امنیت جمعی زیر رهبری روسیه به یکی از کشور های عضو نیرو میفرستد. این سازمان قبلا با وجود درخواست به قرغیزستان وارمنستان نیرو نفرستاد. این امر خود گواهی عمق بحران را در قزاقستان واهمیت بسزای استراتیژیک آن برای روسیه را نشان میدهد.

هر چند رئیس جمهور توقایف همراه با گسترش دامنه ی اعتراضات وبه خشونت گرویدن آن، دست به اقداماتی زد که نشان میدهد او انگیزه های اصلی اعتراضات مردمی را تا حدی درک میکند. دور نمودن رئیس جمهور پیشین نور سلطان نظربایف از ریاست شورای امنیت قزاقستان، وبرطرف نمودن حکومت ومسوولین حکومتی از جمله برادر زاده ی نظربایف وتعیین چهره های نو، برخی از این اقدامات است. توقایف بدون شک درک میکند که مشکل اصلی تنها در بلند رفتن قیمت مواد سوخت نیست، بلکه در استبداد حاکم بر کشور در سی سال اخیر است که خودش نیز از برکت آن حالا بر مسند قدرت کشور تکیه زده است. کشوری بزرگی به حجم قزاقستان با موارد نفت وگاز بسیار هنگفت ویک جمعیت 19 ملیونی، نباید با مشکلات اقتصادی روبرو گردد، اما استبداد سیاسی وفساد اداری وضعیت اقتصادی را به ویژه بعد از 2015 به سوی این بن بست کشاند.

توقایف شاید به این نظر باشد که این اعتراضات در نبود یک اپوزیسیون قوی در کشور، ونبود یک رهبری روشن شاید تا دیر نپاید، وبه زودی میشود آنرا با تطمیع وتهدید مهار کرد. اما آیا میشود با تغیرات نمادین وموقتی وبا کشاندن پای قوای بیرونی این موج اعتراضات مردمی را درهم کوفت وآنرا مهار کرد؟ برچسپ " تروریزم بین المللی" بر اعتراضات مردمی وکشانیدن نفوذ نظامی روسها به قزاقستان شاید از دید توقایف بتواند خشم مردمی را کنترل کند، اما از دید بسیاری ها دروازه ی بحران منطقه ی را باز میکند، بحرانی که در آن آمریکا واروپا خاموش نخواهند نشست.

هشدار های بحران زا

همگام با رسیدن قوتهای روسی به آلماتی زیر چتر سازمان پیمان امنیت جمعی، آمریکا به روسیه هشدار داد که در جریان مداخله در قزاقستان، تلاش نکند نهادهای کشور را در دست بگیرد. اما موسکو، بیگانگان از جمله آمریکا را متهم کرده که این اعتراضات را راه انداخته ‌اند.

اروپا هم از زبان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا جوزپ بورل، به مسائل قزاقستان واکنش نشان داده و گفته چنین کمک های نظامی خارجی خاطرات روزهایی را زنده میکند که باید از آنها اجتناب کرد.

بحران قزاقستان درست هنگامی سر کشید که روابط روسیه وناتو روی بحران شرق اوکراین بیشتر به تنش گرویده است. دخالت نظامی روسیه در قزاقستان میتواند تنش موسکو با غرب را وسیعتر سازد. قزاقستان نه تنها همسایه ی روسیه است بلکه نزدیک به 19% شهروندان قزاقستان روس تبار اند که بیشتر در شهر های مرزی با روسیه درشمال کشور زندگی میکنند، واین خود از هر نگاه امنیت واستقرار قزاقستان را در صدر اولویت های سیاست خارجی موسکو در منطقه قرار داده است. هر چند بحران در قزاقستان چالش های را برای موسکو ایجاد نموده است، ومشغول شدن با یک بحران تازه شاید برای روسیه یک گرفتاری فرسایشی ثابت گردد. اما موسکو نیز در پی این است تا این چالش را به یک فرصت تبدیل کند وبا مهار نمودن اعتراضات ویا سرکوب نمودن آن، منحیث محور اصلی صلح وآرامش در منطقه بروز نماید وبر نقش سازنده ی بین المللی خود تاکید کند.

دخالت نظامی روسیه در قزاقستان وقتی بیشتر بحران زا خواهد شد، که دولت قزاقستان ورهبریت توقایف در برآورده ساختن خواسته های مردم کوتاه بیاید. قیمت ها را کنترل نتواند، وضعیت اقتصادی بدتر گردد، فساد اداری پا برجا ماند، واستبداد سیاسی هم همه راه های تغییر مسالمت امیز را بند نموده باشد. آنگاه حضور نظامی روسیه بیشتر به یک انگیزه ی اضافی اعتراض وحتی شورش مسلحانه خواهد شد. وشاید زمینه ی مشکلات قومی را در قزاقستان فراهم خواهد کرد.

چشم انداز بحران

چشم انداز داخلی اعتراضات بیشتر وابستگی دارد به نحوه برخورد دولت قزاقستان با معترضین، وخواسته های شان. آنچه در این پنج روز گذشته روشن شده این است که اعتراضات گسترده ی مردمی در قزاقستان در حقیقت به قدرت نور سلطان نظرباییف رئیس جمهور پیشین کشور ، ونفوذ خانواده اش را در سیاست واقتصاد کشور نقطه پایان گذاشت. رئیس جمهور توقایف که خود با موافقت نظرباییف به این ریاست جمهوری رسید ودر خدمت رئیس جمهور پیشین وخانواده اش بود، کوشش کرد تا با قربان کردن جایگاه تاریخی نظرباییف ومحدود کردن نفوذ خانواده اش از یکسو خشم تظاهر کنندگان را بکاهد واز سوی دیگر کرسی خودش را حفظ کند. اما ایا اقدامات توقایف برای خاموش نمودن انگیزه های اصلی اعتراضات مردمی کافی خواهد بود؟

انگونه که گزارش شده، خواسته های اصلی اعتراض کنندگان بیشتر روی تغییر واقعی دولت وانتخاب مستقیم حکومت های محلی وتعریف روشن مسوولیت ها وصلاحیت های رئیس جمهور، وضمانت ازادی های مدنی واقتصادی است. آیا توقایف میتواند با این خواسته ها کنار بیاید؟ یا اینکه با برچسپ تروریزم این اعتراضات را سرکوب میکند وراه را برای یک استبداد دیگر در قزاقستان باز مینماید؟

آنچه در قزاقستان رخ میدهد، از همه بیشتر رژیمهای خود کامه ی آسیای میانه را دست وپاچه نموده است. اگر کشوری ثروتمندی به حجم قزاقستان دستخوش اینگونه اغتشاشات میتواند گردد، پس چه ضمانتی وجود دارد که استبداد وفساد وفشار های اقتصادی رژیمهای دگری را در منطقه به سوی بی ثباتی نکشاند. کامیاب شدن توقایف وموسکو در مهار اعتراض های مردمی قزاقستان ویا ناکام شدن کوشش های شان هر دو تاثیر خود را روی منطقه خواهد داشت. این منطقه برای قدرت های بزرگ چون روسیه وچین به همان اندازه اهمیت دارد که برای آمریکا وپیمان ناتو. اگر بپذیریم که غرب آهسته آهسته دارد بازی بزرگ نوی را در آسیای میانه به راه می اندازد، وسیاست های چین محور وروسیه محور آمریکا به گونه ی با آنچه در قزاقستان رخ میدهد، ارتباط دارد، پس پاسخ پرسش نخست ما میتواند بلی باشد. اعتراضات مردمی قزاقستان وپیامد های سیاسی وامنیتی آن در همه ابعادش میتواند آغاز بحران نوی در آسیای میانه باشد. بحرانی که آبشخور اصلی آن را ادامه ی رژیم های خود کامه، اداره ی فاسد وناکام، وگسترش فشار های اقتصادی تشکیل میدهند، وروکش ظاهری آن را مبارزه با تروریزم بین المللی ودخالت های بیرونی. در این میان غرب با شعار های دموکراسی و حقوق بشر وشاید هم مبارزه با تندروی اسلامی وتروریزم بین المللی وارد کارزار میشود، باز همه با هم سرنوشت منطقه  ومردم وثروتهایش را تعیین میکنند.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک