No-IMG

سرشت استبداد

هر از گاهی که به کتاب خدا سری بزنی خواهی دید که قرآن سر سازگاری با استبداد ومستبدین ندارد. حالا نمونه های بسیاری را در این سیاق میشود پیشکش کرد، اما برای من یکی از جالبترین باریکی های قرآنی در شناخت آنچه میشود آنرا سرشت استبداد نامید، مقایسه ی است که میشود میان دو فرمانروا کرد، یکی بلقیس در مملکت سبا ودیگری فرعون مصر.

بلقیس از جایگاه یک زن فرمانروا وشیوه ی حکومتداری اش ودر پایان ایمان آوردنش، میتواند یک الگو باشد، الگو در اهمیت دادن به اصل مشوره وشنیدن سخن دیگران، گوش دادن به آرای دیگران. شیوه ی اداره ی بلقیس وطرز دید وروش مدیریت اش در قضایای سرنوشت ساز در حقیقت نشانه ی خرد مداری ودور نگری او است. قرآن موقف بلقیس را در رابطه با نامه ی سلیمان علیه السلام چنین تصویر میکند: " قالت یا أیها الملأ أفتونی فی أمری ما کنت قاطعة أمراً حتی تشهدون " (گفت: ای نامدار ها وبزرگان، در کارم به من نظر دهید که بی حضور شما هیچ گاه کاری را فیصله ی نهایی نداده ام.)

در مقابل بلقیس ببین فرعون چگونه فرمانروای میکند؟ فرعون مردم وملک مصر را چگونه مدیریت مینماید؟ با کدام ذهنیت و با کدامین فهم؟ " قال فرعون ما أریکم إلاّ ما أری و ما أهدیکم إلاّ سبیل الرشاد". (فرعون گفت: جز آنچه به من میبینم به شما نمی نمایم، و شما را جز به راه درست رهنمایی نمیکنم.) اینجا فرعون در اوج خودکامگی قرار دارد وسخن نخست وپایانی را تنها او میزند ودیگران جز پیروی کاری ندارند.

اینجا ما با دو روش ، با دو طرز دید، با دو سرشت سروکار داریم. هر دو فرمانروا اند و پادشاه ورهبر. هر دو یک نظام و سیستم حکومتداری را رهبری میکنند. بلقیس با خردمداری واحترام به دیدگاه دیگران وپاس آزادی و حرمت عقل انسانی مملکت را اداره میکرد، وآخر کار ایمان آورد ورستگار شد. فرعون با خودکامگی وسرکشی وجبروتش وحذف همه دیدگاه های دیگر حکمرانی نمود وآخر کار غرق شد با همه آنهمه قوت وشوکت. ووقتی خواست ایمان بیاورد دیگر دیر شده بود.

یادآوری هایی از این دست گواه آن است که قرآن ما را به مردم سالاری دعوت میکند، و برای مبارزه با استبداد فرامیخواند، واز استبداد پذیری بر حذر میدارد. قرآن با هر آنچه طاغوت وجبار ومستکبر است سر سازگاری ندارد. این احترام به دیدگاه دیگران وآزادی بیان جلوه های بسیاری در اوایل اسلام داشت اما آهسته آهسته با ریشه دار شدن استبداد وپادشاهیت این اصل زیر پا شد ومنطق استبداد حاکم گشت، وتا امروز  استبداد در همه شکل هایش بر سینه ی جامعه های مسلمان سنگینی میکند ویکی از انگیزه های اصلی عقب ماندگی وپسمانی آنها شده است. آنهای که به هر گونه روی مسند قدرت تکیه میزنند، خود آگاه ویا ناخود آگاه، همه زشتی های مدیریت فرعونی را از آن خود میکنند ومنطق او را بلبل وار به روی مردم باز میخوانند. واز بلقیس یادی نمیکنند.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟