No-IMG

پكتيا و خوست

پكتيا و خوست بدرد رفت و ما همه درد شديم

ناله شديم، قطره شديم يخ بستيم  سرد شديم

تبار درد شديم ، درد كشيديم همه درد شديم

لب از لبخند ها   گريخت  خانه درد شديم

فرياد جنوب  ، فرياد شمال است فرياد ماست

درد آشناي دل  ما شد  ، گريه رفيق راه ماست

ما همه درديم و  بار ديگر خانه درد شديم

٠٠٠٠٠٠٠٠

شمال فرياد كشيد پكتيا  زدل ناله كرد

 باغ از درد گفت  گريه سوختن خانه كرد

 لحظه با هم شديم جغد زبان را بهانه كرد

حنديديم با هم  ، زاغ  حمله شبانه كرد

آنگاه همه درد شديم و از درد گفتيم

از  گرمي بدر شديم  همه از سرد گفتيم

زنده را گذاشتيم ، از جسد سرد گفتيم

ما همه درديم  بارديگر خانه درد شديم

٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠

حالا خدا با ما سر ناسازي دارد

هواي عشق مي دهد ولي بازي دارد

سرود  غم در خانه ما  ديوانگي دارد

خنده در لب ما يك لحظه تنازي دارد

ببين  درد آشنا با ما  شهنازي دارد

خانه  ما ويران ، قصه خانه سرد گفتيم

زنده را گذاشتيم و از جسد سرد گفتيم

ما همه درديم و بار  ديگر خانه درد شديم

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک