No-IMG

افغانی و تقلید

 اصلا مبالغهء نخواهد بود اگر بگوییم در سراسر دنیا مقلدتر از مردم افغانستان یافت نمیشود.

مثلا در عرصهء تقلید مذهبی اکثریت مسلمانان دنیا را مقلدین مذاهب تشکیل میدهند و این چیز خوبی است ولی هیچ کدام انان ـ بطور عام ـ در تقلید خود از جادهء اعتدال واز دائرهء انصاف خارج نشدند.اما تقلید در فهم مدارسیی ما نقض اصول مذهب به بهانهء عمل به فروع مذهب میباشد،همچنان تقدیم رأی بعضی متأخرین که از وفات بعضی آنان دو قرن وحتی یک قرن نمیشود بر رأی امام مذهب ومحققین متقدم مذهب میباشد،مخصوصا که از چنین تقدیم بلوای عام هم به وجود میاید و بلاد وعباد در مضیقه میافتد ولی مقلد افغانی میگوید « علی رأسهِ» ترجمهء این عبارت را به زبان خودتان کنید مطلب را دقیقتر و از جنس افغانیی آن میابید، مطمئنم اهل هر سه زبان فقط همینجا در ترجمهء واحد این عبارت متفق اند.

همینطور آن عدهء کثیری از وطنداران ما که دعوت به ترک تقلید کردند،نیز در چنین دعوت خود مقلد بودند،آنان نیز چنان در تقلید بعضی مشایخ غیر مقلد بعضی ممالک سربازی کردند که حدو حصری ندارد.

همچنین وقتی به دورهء کمونیست ها میبینیم کمونست های افغانستان نیز فقط مقلد شکل وصورت وبروت کمونستان روسیه بودند، در حالیکه در طول وعرض دنیا یگان کمونست غیر مقلد وجود داشت.

همینطور در عرصهء ادعای روشنفکری ما جز اشخاص دو آتشه که از فلان وبسمدان صفحات را وام میگرفتند و ورد زبانشان تیغ اتاتورک بود بیش نداشته ایم، کمتر کسی بوده است که روشنگرایی را مطابق با واقعیت جامعهء متعدد الاطیاف افغانی توصیه کرده باشد ومؤمن باشد، البته در حد فهم بنده افراد بسيار معدودي مانند مرحوم علاّمه صلاح الدین سلجوقی از همین طیفِ اخیر بوده اند.

حتی همین حالا تعدادی کثیری اند که افکار بعضی نویسندگان کشور همزبان وهمسایه مان ایران را بدون کدام تفحص دینی وبدون کدام تأمل حوزه ومحیط تقلید میکنند ودر این تقلید خود از متعصبین مذهبی سبقت گرفته اند.

دمکراسی را هم طی بیست سال اخیر شاهد بودیم که تقلید بود،این ناز ونخرهء فمنیستی را بیاد ندارید؟.

خوب مگر تقلید بد است؟

هدف از هر تقلید باید رسیدن به یک نتیجهء مطلوب باشد، ولی اهل تقلید در افغانستان دنبال نتائج نمیگردند دنبال شکل وشمائل میگردند،در افغانستان فقط جنگ شکل وشمائل و جنگ قیافه هاست،شکل جای شکل را میگیرد ومحتوی همان است که بود.

همین است که افغانستان اگر در بابتِ رشد وترقی وصنعت و عدالت واخوت و مساوات افقرالفقراء باشد،ولی «الحمدلله ثم الحمدلله» در بابت مظهر و شکل وشمائل وقیافه أغنی الأغنیاء میباشد.

مردم هم به همین عادت کرده اند ومقلدین ماهر در تغییر شکل وقیافه گشته اند، مانند آمادگی کودکان برای پوشیدن کالای عید وپیش از نماز گل صبح عیدگشتک رفتن.

از عمک ذکرالدین است که میگوید:

فدای طاقینت گردم فلانی

سلام ما رسان بر بسمدانی

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک