No-IMG

دوهمين حلقه درسی برادر حکمتيار تحت عنوان در دفاع از قرآن برگزار گرديد

روز چهارشنبه؛ مؤرخ ۱۲م اسد ۱۴۰۱:

 

دومين حلقه درسی محترم انجينير گلبدين حکمتيار أمير محترم حزب اسلامی افغانستان زير عنوان «در دفاع از قرآن» در تالار تلويزيون جهانی بريا و در حضور جمع غفير از برادران و خواهران برگزار گرديد.

جناب حکمتيار به ادامه درس قبلى و در ارتباط با آيات 6- ‏9 سوره السجده فرمود

از رهنمود هاى اين آيات به وضوح معلوم مى شود كه نخست گوش ها، سپس چشم ها و بعد دل ساخته مى شود؛ تحقيقات علمى نيز بر اين ترتيب صحه مى گذارد؛ طفل در رحم مادر ضرورتى به قلب ندارد؛ قلب مادر تمامى كار هاى دل او را نيز انجام مى دهد؛ در مرحله خاصى دلش ساخته و فعال مى شود؛ بايد انتظار بكشيم تا زمان ساخت دل و فعال شدنش دقيقاً شناسايى و مشخص شود. هر چند تعبير هاى ديگر را نيز در رابطه به بخش آيه داريم؛ چنانچه گفته اند: اين ترتيب با توجه به اهميت و حساسيت اين سه عضو مراعات شده؛ گوش حساس تر از چشم است؛ گوش از عقب پرده و ديوار نيز حس مى كند؛ و صدا ها را از فاصله دور نيز مى شنود؛ اما چشم اين توانمندى را ندارد؛ نه در وراء پرده و ديوار؛ چيزى را حس مى كند و نه از فاصله دور و قلب كارش در بدن انسان؛ فقط راندن خون در رگ ها است. اين هم درست است؛ اما تعبير أولى به اين دليل دقيق تر است كه موضوع بحث در آيه چگونگى خلقت و آفرينش است؛ نه اهميت هر عضو نسبت به ديگرى.

وی افزود:

از فحوى آيه اين را نيز درك مى كنيم كه مولود در رحم؛ پس از طى مراحل خاص و بعد از تسويه بدن و تكميل ساختار هايش؛ روح در آن دميده مى شود و به موجود زنده كامل تبديل مى شود؛ فقط در اين مرحله است كه او را طفل زنده كامل الأعضاء؛ به مفهوم واقعى كلمه مى يابيم. و اين خلاف تصور عاميانه قبل از تحقيقات بر چگونگى تكامل تدريجى نطفه است كه مى پنداشتند؛ نطفه در ابتداء پيدايشش يك طفل زنده مكمل در مقياس كوچك است كه به تدريج بزرگ مى شود. امرز ساينس بر بيان قرآن صحه مى گذارد.

همچنان وی در پاسخ اين سوال «معنى اين حرف چيست كه انسان را از علقه آفريده ايم؟» اضافه نمود:

برخى اعتراض دارند كه قرآن چرا يك حالت پيشرفته تر نطفه را به نام علقه ياد كرده!! از نطر آنان؛ و با استناد بر تفاسير ضعيف و نادرست؛ علقه را خون منجمد و بسته پنداشته اند؛ در حالى كه نطفه از آغاز پيدايش تا پايان استقرار در رحم؛ هيچگاهى خون بسته و منجمد نمى باشد؛ معنى حقيقى علقه؛ شيء معلق است؛ نه خون بسته. در پاسخ اين معترضين بايد گفت: قرآن مى فرمايد: نطفه انسان از خاك ساخته مى شود، مواد موجود در خاك به دانه و ميوه و در بدن انسان به نطفه تبديل مى گردد، اين نطفه غير قابل رويت (با چشم غير مجهز) رشد نموده و در يكى از مراحل رشدش به كتله اى چسپيده و آويزان به جدار رحم در مى آيد، متعاقب آن از چند مرحله ديگر مى گذرد تا آن كه طفل مكمل الاعضاء از آن ساخته مى شود. به اين آيه مباركه توجه كنيد:

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ 2   العلق: 2

انسان را از علق آفريد

در رابطه به اين كه (انسان را از علق آفريد) چند مطلب را بايد در نظر داشت

الف: علق جمع علقة است، معنى اصلى علقه آويزان است، در اين جا براى آن به صيغه جمع آمده كه خلقت تمامى انسان ها را افاده كند، يعنى تمامى انسانها در يكى از مراحل پيدايش شان از حالت علقه عبور مى كنند، تحقيقات علمى نشان داده كه علقه خون بسته نبوده بلكه مجموعه حجراتيست كه از طريق انقسام؛ بيشتر گرديده؛ يعنى همان نخستين خليه و حجره توليد شده؛ از راه انقسام؛ سلول ها و حجرات جديد را ساخته و حالت يك كتله را به خود گرفته؛ اين كتله در واقع مجموعه سلول هاى ابتدائى بدن انسان اند؛ نه سلول هاى خون بسته و جامد، اين سلولها پس از هژدهمين روز توليد نطفه ايجاد مى گردند؛ سپس حالت مضغه (شبيه گوشت جويده شده) را به خود مى گيرد، كه سطح بيرونى آن داراى شيارها مى باشد؛ در اين مرحله؛ ساخت و ساز اعضاء مختلف بدن آغاز مى گردد.

 

ب: قرآن پيدايش تمامى جانداران را از آب و ماده نخستين بدن انسان را خاك و نخستين حالت آفرينش انسان را نطفه مى خواند؛ بايد بنگريم كه چرا در اين آيه گفته شده كه (انسان را از علق آفريد)؛ در تفاسير دو توجيه را مى يابيم:

1ـ تركيب ادبى آيات مقتضى آن بود كه اين آيه نيز بايد به صيغه اى پايان مى يافت كه با صيغه (خلق) آيه قبلى؛ شباهت داشته باشد، تا فواصل و وزن هر دو يكسان مى شد.

2ـ در اين جا دو حالت خيلى متفاوت خلقت انسان در كنار هم گذاشته شده؛ حالت (انسان كامل) و حالت (كتله اى معلق به رحم)؛ تا به استناد آن به مخاطب خود بگويد: چنانچه الله متعال انسان را از كتله كوچك معلق به رحم مادر مى آفريند، رشد مى دهد و انسانى كامل از آن مى سازد؛ همين گونه با (وحى)، (قرائت) و (تعليم بالقلم)؛ انسان را به آن مستواى بلند دانش و علم مى رساند كه به اسرار ژرف و پنهان از ديده ها پى ببرد، به اسرارى كه قبل از اين و جز از اين طريق از راهى ديگر نمى توانست آن را درك كند و بشناسد.

ج: انسان خيلى دير تر و در سده گذشته؛ فهميد كه نطفه انسان؛ در مراحل ابتدائى پيدايشش در رحم مادر؛ چون مجموعه و كتله چند سلولى؛ به جدار رحم وصل و معلق بوده و در مرحله پيشرفته تر؛ هيئتى شبيه به گوشت جويده شده را به خود مى گيرد. و اين يقيناً كه يكى ديگر از إعجاز بزرگ علمى قرآن است؛ قرآن مرحله دوم رشد نطفه در رحم مادر را به نام علقه ياد كرده؛ كه معنى آن شىء معلق است؛ يعنى اين نطفه در مرحله دوم رشد حالت و صورتى اختيار مى كند كه به جدار رحم آويزان مى باشد!! انسان اخيراً و پس از آن به اين حقيقت پى برد كه توانست وسائلى بسازد كه به كمك آن مراحل گوناگون رشد نطفه در رحم مادر را زير نظر بگيرد. قبل از توليد و اختراع اين وسائل براى انسان درك اين حقيقت ممكن نبود!!

او گفت:

بايد توضيح دهيم كه نطفه انسان چگونه ساخته مى شود و از چه مراحلى در رحم مادر مى گذرد تا چون طفل مكملى پا به دنيا بگذارد

نخستين نطفه انسان از يكجا شدن دو نطفه مرد و زن تشكيل مى گردد، هر دو نطفه (سپرم و اووم) در بدن پدر و مادر و از موادى ساخته مى شوند كه انسان از طريق خوراك مى گيرد، تمامى مواد خوراكى انسان از خاك ساخته مى شوند، همين خاك است كه درختها از آن ميوه مى سازند و گياهان از آن دانه و حيوانات از آن شير و سائر مواد عضوى، و در بدن انسان از آن نطفه و خون و گوشت ساخته مى شود، نطفه متشكل از دو نطفه مرد و زن را به نام خليه، حجره يا سلول ياد مى كنند، اين خليه در حقيقت مجموعه اى از ژنهايى است كه هر يكى مأموريت خاصى در رابطه به ساخت و ساز انسان به عهده دارد، اسپرم ها که به وسيله بيضه هاى مرد ساخته مى شوند و تخمک ها که به وسيله تخمدان هاى زن توليد مى شوند. هر يک از اين سلول ها نيمى از مجموعه DNA (ماده ژنتيک) را در خود دارند. آنها از طريق مقاربت جنسى، کنار هم قرار مى گيرند؛ اگر يک اسپرم وارد يک تخمک شود و آن را بارور کند، DNA مرد و زن ترکيب شده، سلول هاى جديدى حاصل مى شوند. برخى از اين ژنها؛ اعضاء مختلف انسان را مى سازند، به گونه مثال: اين از وظائف ژنهاى خاصى است كه چشمها را بسازند، موقعيت آن را در روى انسان، اندازه چشم، رنگ آن، تناسب ميان سياهى و سفيدى، اندازه مژه ها و رنگ آن. . . . را تعيين كنند. اين نطفه در ابتداء فقط يك حجره و سلول است، آهسته آهسته تعداد آن بيشتر مى گردد، در عرض۲ ‌روز پس از باردارى؛ تخم سفر خود را از طريق لوله حمل تخمک (فالوب)؛ به سمت رحم آغاز مى کند که اين امر با فعاليت عضلات جدار لوله ميسر مى شود. در همين زمان، تخم خود را مکرراً‌ تقسيم مى کند تا مجموعه اى از سلول ها به نام مورولا حاصل شود. پس از۵ ‌تا ۷ ‌روز اين مجموعه سلول به رحم مى رسد. ازدياد سلولها از طريق انقسام صورت مى گيرد، به نحوى كه به دو، چهار، هشت، شانزده. . . افزايش مى يابد، از همين طريق سلول هاى جديد ساخته مى شوند، حجم آن بيشتر مى شود، تعداد آنها هر ۱۲ ‌ساعت دو برابر مى شود. وقتى اين مجموعه سلولى به رحم مى رسد؛ شامل صدها سلول مى باشد. زمانى كه سلول ها در داخل رحم جاى مى گيرند،‌ شكل كتله كوچك آويزان به جدار رحم را به خود مى گيرد، اين جنين در کيسـه اى در داخـل رحم تـکامـل مى يابد، در اين مدت مايعى به نام آمنيوتيک Amniotic)) در رحم توليد مى شود كه مثل يک ضربه گير براى اين کيسه حامل جنين عمل مى کند، تغذيه آن نيز از طريق بند ناف انجام مى گيرد. ميان بند ناف و رگهاى خون مادر سيستمى ايجاد مى گردد كه از اختلاط خون مادر و طفل مانع مى شود، با وجود آن كه مواد حياتى مورد نياز طفل از خون مادر گرفته مى شود و مواد زائده و قابل دفع نيز از خون جنين به خون مادر انتقال مى يابد. جنين در مراحل ابتدائى شكل كتله گوشت را داشته و سطح بيرونى آن شيار گونه مى باشد، به تعبير قرآن چون گوشت جويده شده كه آثار دندانها در آن نمايان باشد؛ داخل اين كتله؛ كاواك و خالى بوده؛ جهازهاى داخلى بدن انسان در همين خاليگاه به تدريج شكل مى گيرند، اعضاء بدن يكى پى ديگرى ساخته مى شوند، تا آن كه به هيئت طفل مكمل درمى آيد، اين مراحل مختلف تكامل نطفه در رحم مادر به كمك وسائل خيلى پيشرفته مشاهده گرديده؛ و انسان فقط چند دهه قبل آن را درك كرد

(به خاطر وضاحت مزيد چندين تصاوير از مراحل مختلف تکامل نطفه در رحم از طريق سکرين به حاضرين إرائه شد)

سپس جناب حکمتيار در ادامه موضوع مذکور چنين اضافه نمود:

نتائج اين تحقيقات علمى كاملاً و صد در صد همان گونه است كه قرآن هزار و چهار صد سال قبل در باره آفرينش نطفه انسان گفته است!!! به اين آيات متبركه توجه كنيد و ببينيد كه آيا قرآن همان چيزى را چهارده قرن قبل نه گفته كه انسان امروز به آن پى برده؟!!

يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمۡ فِي رَيۡبٖ مِّنَ ٱلۡبَعۡثِ فَإِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ مِنۡ عَلَقَةٖ ثُمَّ مِن مُّضۡغَةٖ مُّخَلَّقَةٖ وَغَيۡرِ مُخَلَّقَةٖ لِّنُبَيِّنَ لَكُمۡۚ وَنُقِرُّ فِي ٱلۡأَرۡحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى ثُمَّ نُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا ثُمَّ لِتَبۡلُغُوٓاْ أَشُدَّكُمۡۖ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرۡذَلِ ٱلۡعُمُرِ لِكَيۡلَا يَعۡلَمَ مِنۢ بَعۡدِ عِلۡمٖ شَيۡ‍ٔٗاۚ وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ هَامِدَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡ وَأَنۢبَتَتۡ مِن كُلِّ زَوۡجِۢ بَهِيجٖ٥   الحج: 5

اى مردم! اگر درباره رستاخيز در شك و ترديد هستيد، پس (بدانيد كه) شما را از خاك ‌آفريديم، سپس از نطفه اى، بعد از علقه اى، سپس از قطعه گوشتى (شبيه جويده شده)؛ شكل يافته و شكل نيافته، تا براى تان هويدا كنيم؛ آن چه را خواهيم تا موعد معينى در رحم ها قرار مى دهيم؛ بعد شما را چون طفلى بيرون مى آريم؛ سپس ( شما را پرورش مى دهيم تا آن كه) به نهايت نيرومندى تان برسيد؛ برخى از شما مى ‌ميرند و برخى ديگر تان به پست ترين عمر برگردانده مى شوند؛ به گونه اى كه پس از علم (قبلى) اش هيچ چيزى نمى داند؛ و زمين را مى نگرى كه خشك و بى تحرك است و چون آب بر آن فروفرستيم؛ بجنبد و نمو كند و انواع گياهان زيبا و شاد‌بخش بروياند.

آقای حکمتيار همچنان در رابطه آيه مذکور می افزايد:

‏در بخش اول آيه به مراحل مختلف خلقت عادى و روزمره تمامى انسان ها اشاره شده، كه از خاك آغاز و به مرگ منتهى مى شود؛ و اين همه همان چيزى است كه علم و ساينس به آن اذعان دارد. و در بخش دوم؛ شاهد زندگى بعد از مرگ را؛ از زنده شدن زمين بعد از مردنش و روييدن أنواع نباتات سرسبز و خرم؛ در هر بهار؛ و پس از هر بارش؛ چون دليل محكم ارائه نموده و در مخاطب مى گذارد؛ شما كه همواره زندگى بدع از مرگ را در بهار شاهديد؛ چگونه از زندگى در رستاخيز انكار مى كنيد؟!!

وی همچنان در رابطه (اعتراض بر بيان قرآن در باره چگونگى خلقت انسان) می گويد:

در رابطه به پيدايش انسان برخى مى پنداشتند كه شايد نطفه انسان از نخستين لحظه پيدايشش يك انسان كامل در مقياس كوچك خواهد بود، كه به تدريج بزرگ و بزرگتر مى شود؛ اما تحقيقات علمى در قرن بيستم نشان داد كه نطفه انسان در ابتداى پيدايشش نه تنها شكل و صورت يك انسان را ندارد؛ بلكه تا مدت زيادى از اعضاء اصلى و اساسى بدن نيز محروم مى باشد؛ ساخت و ساز اعضاء و صورت خاص انسان؛ در مراحل بعدى و پيشرفته شكل گرفته و آهسته آهسته شكل يك انسان مكمل را به خود مى گيرد!! و اين صد در صد همان چيزى است كه قرآن چهارده قرن قبل گفته!!! در اين رابطه به اين آيات توجه كنيد

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ‏12 ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِى قَرَارٍ مَّكِينٍ13‏ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ 14   المؤمنون: 12-14

و يقيناً كه انسان را از خلاصه (عُصاره) گِل آفريديم، بعد در قرارگاهى استوار و محكم چون نطفه اى گردانديم، پس از آن اين نطفه را علقه كرديم، سپس اين علقه را چون كتله گوشتى جويده شده ساختيم، سپس اين كتله گوشت را چون استخوان ها (و غضروف ها) ساختيم، بعد اين استخوانها را با گوشت پوشانديم؛ سپس او را در آفرينشى ديگر درآورديم؛ پس مبارك است اين بهترين آفريدگار.

 

وی به خاطر توضیح بيشتر آيه مباركه مافوق الذکر اضافه نمود:

آموزه هاى سازنده اين آيات متبركه اينها اند:

الف: خداوند جل شأنه؛ نطفه انسان را از خلاصه گِل مى سازد، يعنى در نطفه او آب و تمامى موادى كه خاك از آن ساخته شده؛ وجود دارد، از همين خاك تر (گِل) دانه و ميوه مى سازد، (متوجه باشيد كه تا خاك گِل نشود و آب به آن نرسد؛ نباتات نمى توانند از زمين تغذيه كنند)، اين دانه و ميوه در بدن انسان (مرد و زن) به مايه حيات (منى و تخمك) تبديل مى گردد؛ از اين دو ذره كوچك غير قابل رويت با چشم غير مجهز؛ (نطفه نخستين و سلول ابتدائى) ساخته مى شود كه چون خشت نخستين تعمير بدن او بوده و تمامى جسد او از همين خشت و مبتنى بر آن و زاييده از آن؛ آفريده مى شود!! علم امروز همين حرف را با صداى قاطع و بلند زمزمه مى كند و مى گويد: در تركيب بدن انسان تمامى مواد خاك به كار رفته؛ همچنان مى گويد: آفرينش انسان از ذره اى كوچك به نام نطفه آغاز مى شود.

آقای حکمتيار همچنان به خاطر وضاحت بيشتر می افزايد:

در تمامى جانداران؛ يك تخمك زن و يك نطفه منى مرد؛ بهترين و نيرومند ترين آنها؛ انتخاب مى گردد؛ با هم يكجا مى شوند؛ از همين جا آفرينش انسان آغاز مى گردد، سپس الله متعال آن را در قرارگاه استوار و مستحكم رحم مستقر مى كند؛ جفت شدن اين دو نطفه و سپس استقرار آن در قرارگاه رحم؛ به اراده خداى متعال و طبق سنن الهى انجام مى يابد، اراده پدر و مادر در آن هيچ نقشى ندارد. چنانچه مشاهده مى كنيد؛ قرآن نخست به تشكيل نطفه مزدَوَج (متشكل از نطفه هاى مرد و زن) اشاره مى كند و سپس به استقرار آن در قرارگاه استوار (رحم)؛ معنى اين حرف اين است كه نطفه مزدَوَج قبل از استقرار در رحم ساخته مى شود؛ در اين جا يكى ديگر از إعجاز بزرگ و جلى قرآن به نمايش گذاشته مى شود؛ و آن اين كه يكجا شدن نطفه هاى نر و ماده (سپرم و اووم) در محلى خارج از رحم انجام مى يابد؛ در محلى ميان تخمدان و رحم؛ آن جا كه اووم (تخمك) پس از خارج شدن از تخمدان به انتظار سپرم مى نشيند؛ و پس از يكجا شدن بسوى رحم مى رود؛ در آن مستقر مى شود و تا زمانى در رحم مى ماند كه چون طفلى مكمل رحم را ترك كند و متولد مى شود. اين بيان قرآن كه نخست نطفه مزدوج تشكيل مى گردد؛ سپس در قرارگاه رحم مستقر مى شود؛ همان حقيقت بزرگ را به نمايش مى گذارد كه انسان پس از تحقيقات ژرف و فراخ بالآخره در قرن بيستم به آن دسترسى يافت!!! قبل از اين تصور عاميانه در باره چگونگى پيدايش انسان چنان بود كه نطفه هاى مرد و زن در رحم با هم يكجا مى شوند و در همان جا؛ رحم چون زمين و نطفه مرد چون بذر و تخم عمل مى كند و طفل آفريده مى شود. اما قرآن اين تصور عاميانه و ذهنيت خاطئ و خلاف واقع را تصحيح كرد و فرمود: نخست نطفه مشترك تشكيل مى گردد و سپس در رحم مستقر مى شود!! آن چه قرآن هزار و چهار صد سال قبل گفته؛ علم امروز بر حرف حرف آن صحه مى گذارد.

در كنار اين آيه مباركه نيز كمى درنگ كنيد

خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقاً مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِى ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ 6   الزمر: 6

شما را از يك نفس (جاندار) آفريد، سپس جوره اش را از آن ساخت، و براى شما هشت جفت چهارپا گسيل داشت، شما را در بطن هاى مادران تان، در ميان تاريكيهاى سه‌گانه، طى آفرينشى پس از آفرينشى ديگر مى آفريند، همين است خداى پروردگار تان، حكمروايى از آن اوست، جز او معبودى نيست؛ پس به كدام سويى برگردانده مى ‌شويد؟‏!!

او گفت:

مشاهده مى كنيد كه در اين آيه متبركه نيز گفته شده كه آفرينش انسان در رحم مادر مراحل گوناگونى دارد؛ از حالتى به حالتى ديگر در آورده مى شود و در هر مرحله و هر حالتى شكل و صورت خاصى به خود مى گيرد، چنان نيست كه هيئت ابتدائى اش را در تمام مراحل رشد و نمو حفظ مى كند و با حفظ هيئت و شكل نخستين به تدريج بزرگ و بزرگتر مى شود!! 

در اين آيه به چند نمونه بارز ربوبيت الله متعال اشاره شده:

 

1- انسان را از يك نفس و ذيروح آفريد؛ سپس جوره و جفتش را از آن خلق كرد

2- هشت جوره حيوانات اهلى معروف و مورد استفاده عام مردم (شتر، گاو، گوسفند و بز) را آفريد

3- شما را در بطن مادران تان در سه تاريكى (سه محل تاريك) به نحوى مى آفريند كه به گونه مسلسل و پيهم از حالتى به حالتى و از صورتى به صورتى ديگر در آورده مى شويد، از يك مرحله پيدايش به مرحله اى ديگر مى رويد

4- به اراده ذاتى كه تمامى اين امور حيرت آور و غير مقدور براى انسان؛ انجام مى يابد؛ همان پروردگار شماست؛ كه حكمروايى هستى در اختيار اوست و جز او معبودى نيست

5- پس با وجود مشاهده اين واقعيت ها چگونه و چرا به بى راهه كشانده مى شويد و براى اعتقاد و باور به معبودى ديگر چه دليلى در اختيار داريد؟!!

وی در ادامه موضوع مذکور افزود:

تحقيقات علمى انسان اين حقيقت را نيز در جلو ما مى گذارد كه نطفه انسان در بطن مادر در سه محل تاريك شكل مى گيرد، دو نطفه پدر و مادر كه از يك جا شدن آن ها نطفه مختلط و مزدوج تشكيل مى گردد، و نخستين سلول طفل را مى سازد، در محل خاصى (ميان تخمدان و رحم) با هم يكجا مى شوند، سپس به سوى رحم مى رود، در آن جا در غلافى نگهدارى مى شود، در همين غلاف و از طريق انقسام به تعداد سلولهايش افزوده مى شود، تا آن كه شكل كتله آويزان به رحم را به خود مى گيرد، از مراحل مختلف تغيير و تحول مى گذرد، و از حالتى به حالتى ديگر تغيير مى يابد، به تدريج رشد نموده و در پايان هيئت طفل كامل را به خود مى گيرد، تخمك اين نطفه در تخمدان مادر توليد مى شود، پس از پختگى لازم از تخمدان خارج گرديده، در دهنه آن انتقال نموده و در محلى ميان تخمدان و رحم و در مسيرى كه به رحم منتهى مى شود، براى مدتى (در حدود چند ساعت) در انتظار سپرم مى نشيند، پس از القاح به سوى رحم مى رود، در آن جا خريطه اى آن را در درون خود مى گيرد، و تا زمانى آن را نگهدارى نموده و زمينه تغذيه اش را از طريق خون مادر فراهم مى كند كه زمان تولدش فرا رسد، پس نخستين نطفه انسان در بطن مادر دقيقاً در سه محل (تخمدان، محل القاح و رحم) توقف مى كند، صورت و شكلش هم از ناحيه تكامل و رشد و هم از ناحيه چگونگى ساختار از هم تفاوت دارد، اين سه محل و موقعيت و حالت متفاوت نطفه در آن زمانى براى انسان هويدا گرديد كه به كمك وسائل خيلى پيشرفته و حساس توانست مراحل مختلف رشد نطفه را در رحم مشاهده كند؛ قبل از اين گمان مى برد كه نطفه در رحم تشكيل مى گردد و در همان جا رشد نموده و به طفل كامل الاعضاء ارتقاء مى يابد؛ اين ارتقاء و رشد را نيز كمى مى خواند نه كيفى، گويا طفل كوچك به مقياس يك ذره به طفل بزرگ ارتقاء مى يافت!! مفسرين عزيز نيز اين آيه را كه يكى از اعجاز هاى بزرگ قرآن را به نمايش مى گذارد؛ به نحوى تفسير و تعبير كرده اند كه گويا مراد از سه تاريكى در بطن مادر سه تاريكى در وراء جدار شكم، جدار رحم و جدار خريطه اى كه طفل در آن نگدارى مى شود، در حالى كه الفاظ قرآن به گونه اى است كه نشان مى دهد اين سه تاريكى سه محل و موقعيت جداگانه است.

(به خاطر وضاحت مزيد چندين تصاوير از مراحل مختلف تکامل نطفه در رحم از طريق سکرين به حاضرين إرائه شد)

 

آقای حکمتيار گفت؛ اين مطلب نيز به تأمل و دقت ضرورت دارد كه قرآن يك مرحله تكامل نطفه را به نام (مضغة) ياد كرده و مرحله اى ديگر را به نام پيدايش (لحم) بر استخوانها، اين نشان مى دهد كه مضغه و لحم دو حالت متفاوت را افاده مى كند؛ متأسفانه ما به دليل نقص و ضعف در قاموس الفاظ خود؛ هر دو را به معنى گوشت ترجمه مى كنيم.

(به خاطر وضاحت مزيد چندين تصاوير از مراحل مختلف تکامل نطفه در رحم از طريق سکرين به حاضرين إرائه شد).

به گفته مشر معزز ساينس بر تمامى حقائقى كه در اين آيات انعكاس يافته؛ صحه مى گذارد، حرف حرف آن را تأييد مى كند و مراحل مختلف پيدايش انسان را همان گونه مى خواند كه اين آيات متبركه در جلو ما مى گذارد!!

حلقه تدريسی امروز طبق معمول بعد از مرحله سوال و جواب به دعای اختتامیه مشر معزز پايان يافت.

بخش مطبوعاتی دفتر أمير حزب اسلامی افغانستان.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک