No-IMG

سومين حلقه درسی برادر حکمتيار تحت عنوان در دفاع از قرآن برگزار گرديد

يکشنبه؛ مؤرخ ۱۶ اسد ۱۴۰۱ھ‌ش:

سومين حلقه درسی محترم انجينير گلبدين حکمتيار أمير محترم حزب اسلامی افغانستان زير عنوان «در دفاع از قرآن» در تالار تلويزيون جهانی بريا و در حضور جمع غفير از برادران و خواهران برگزار گرديد.

جناب حکمتيار به ادامه درس قبلى و در ارتباط به تولد انسان فرمود:

تولد انسان از يك نطفه مختلط آغاز مى گردد

تا سده بيستم؛ هيچ كسى نمى دانست كه در پيدايش جنين انسان؛ نطفه هاى مرد و زن به گونه مشترك عمل مى كنند و از يكجا شدن هردو؛ جنين ساخته مى شود؛ برخى گمان مى كردند كه رحم مادر شبيه زمين است و منى مرد چون دانه؛ گويا اين دانه در آن زمين رشد مى كند و جنين آدمى از آن ساخته مى شود؛ برخى ديگر به اين باور بودند كه ماده جنسي مرد؛ خون حيض را به خون بسته تبديل مى كند؛ جنين طفل از همين خون بسته ساخته مى شود؛ و گمان ها و باورهاى ديگر. اما در سده بيستم و به كمك وسائل پيشرفته معلوم شد كه ذره كوچك نطفه مرد (كه نام سپرم را به آن دادند) در يك تخمك ماده كه به نام (اووم) ياد شده؛ جا مى گيرد؛ در هر بيست و هشت روز يك تخمك توليد مى گردد، و از اين ادغام و اندماج هر دو؛ جنين طفل تشكيل مى شود، سپرم و اووم در ذات خود دو موجود ذره بينى كوچك ولى زنده اند؛ در هر نوبت مقاربت و آميزش جنسى در حدود دو صد تا سه صد مليون سپرم از بدن مرد خارج مى شود؛ جنين زمانى تشكيل مى گردد كه از تمامى اين سپرمها يكى در اووم مستقر گردد و متصل استقرار آن جلو دخول سپرمهاى ديگر در اين اووم گرفته مى شود. تحقيقات علمى همين را نشان مى دهد كه اندماج يك سپرم و يك اووم اولين خليه و سلول وجود طفل را مى سازند؛ كه از طريق انقسام افزايش يافته و پس از طى مراحل مختلف به شكل طفل مكمل در مى آيد.

وی افزود: بياييد بنگريم كه قرآن در اين رابطه چه گفته؛ به اين آيات توجه كنيد:

هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئاً مَّذْكُوراً 1 إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً ‏2 ‏ إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً 3 الدهر: 1-3

آيا بر انسان مدتى از زمان سپرى شده كه او چيزى قابل ذكر نبود؟! ما انسان را از نطفه آميخته آفريده‌ايم؛ كه به گونه مسلسل آن را مى ‌آزماييم، پس او را شنوا و بينا كرديم. ‏ما راه را به او بنموديم؛ چه سپاسگزار باشد يا بسيار ناسپاس.

آقای حکمتيار همچنان در رابطه به آيات فوق الذکر می افزايد:

چنانچه مشاهده مى كنيد نخستين آيه سوره دهر؛ اين پرسش را در برابر هر مخاطبش مى گذارد كه انسان قبل از پيدايشش چگونه بود؟ از چه چيزى آفريده شده؟ آيا زمانى را پشت سر گذاشته كه شىء قابل ذكر نبود؟ خاك، قطره اى آب سبك و حقير، در صلب پدر و رحم مادر؛ كه نه تنها مهم و جدى تلقى نمى شد؛ بلكه نفرت هر مشاهد را بر مى انگيخت!! اگر جواب مثبت است (ناچار بايد مثبت باشد)؛ در اين صورت بايد بگويد: چه كسى او را از اين شىء ناچيز آفريد؟ مگر پيدايش او از اين آب مهين و سبك؛ اين حقيقت را بازگو نمى كند كه پروردگارش قادر است او را بارى ديگر نيز بيافريند؟ يقيناً كه اين پيدايش مجدد آسان تر از پيدايش نخستين است!! همواره پيدايش نخستين هر شىء دشوار است؛ اما پيدايش مكرر و بعدى اش سهل و آسان.

آقای حکمتيار افزود:

در رابطه به آيه اول دو تفسير و تعبير را در تفاسير مى يابيم:

الف: برخى پنداشته اند كه در اين آيه به پيدايش ابوالبشر آدم عليه السلام اشاره شده و مراد اين فِقره كه (انسان چيزى قابل ذكر نبود)؛ حالت قبل از پيدايش جد انسان است.

 

ب: ديگران به اين باور اند كه نِطاق آيت عام است و به پيدايش هر انسان اشاره دارد و مراد اين فقره كه (انسان چيزى قابل ذكر نبود)؛ همان حالتى است كه هر انسان قبل از تشكيل نطفه اش دارد، خاك و منى (آب سبك و مهين) كه انسان از گرفتن نامش نيز حياء مى كند.

رأى دوم به اين دلائل ارجح و دقيق است كه:

از الفاظ (لم يكن شيئاً مذكوراً) معلوم مى شود كه در اين جا به حالت قبل از تشكيل نطفه انسان اشاره شده؛ به زمانى كه هنوز در بدن پدر و مادرش مى باشد؛ چون قطره آبى مهين و غير قابل ذكر؛ آدم عليه السلام از خاك آفريده شده؛ در رابطه به پيدايش او الفاظى با چنين تركيب را نمى توان به كار گرفت.

آقای حکمتيار به خاطر توضیح بيشتر می‌گويد:

در آيت بعدى پيدايش همين انسان از نطفه مختلط خوانده شده كه معنى آن بدون شك امتزاج نطفه هاى پدر و مادر است، از اين رو به يقين مى توان گفت كه تعبير درست و دقيق آيه چنين است: آيا هر انسان زمانى را پشت سر گذاشته كه شىء قابل ذكر نبود؟ در بدن پدر و مادرش؛ چون قطره اى آب سبك و حقير، كه نه تنها مهم و جدى تلقى نمى شد بلكه نفرت هر مشاهد را بر مى انگيخت!!

بگويد: چه كسى او را از اين شىء ناچيز آفريد؟ الله متعال خود به اين پرسش جواب مى گويد و مى فرمايد: ما انسان را از نطفه آميخته مى آفرينيم، با تطورات و تحولات گوناگون مواجه مى سازيم، از مراحلى مختلف مى گذرانيم، هر مرحله براى او يك آزمايش بوده كه در خلال آن توانمندى هاى بقاء و دوامش به آزمايش گذاشته مى شود، و در بحبوحه و فراز و نشيب همين آزمايشها و از طريق آن است كه استعدادهاى گوناگونى چون گوش و چشم به او داده مى شود! آيا انسان جز پروردگار يكتاى خود كسى را مى يابد كه در پيدايش نطفه او و رشدش تا مرحله انسان مكمل نقشى داشته باشد!؟

مشاهده مى كنيد كه قرآن در باره پيدايش انسان همان رهنمود هايى دارد كه ساينس در قرن بيست دارد!! قرآن مى گويد: پيدايش انسان از يك نطفه مختلط آغاز مى شود؛ آهسته آهسته رشد نموده، داراى اعضاء و جوارح مى شود؛ نخست گوشها، بعد ديده ها و سپس بقيه اعضاء و استعداد هاى هدايت و رهنمايى. همان چيزى كه علم امروز مى گويد!!!

او می افزايد:

گوشهاى جنين قبل از ديده هايش شكل مى گيرند. جايکه قرآن مى فرمايد:

وَهُوَ الَّذِى أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ 78 المؤمنون: 78

و او همان است كه براى تان گوش ها، ديده ها و دلها آفريد؛ چه اندك است سپاسگزارى تان!!‏

در اين جا دو مطلب ايجاب توجه و دقت بيشتر مى كند:

1- چرا در رابطه به اعطاء اعضاء به انسان در عوض (خلق لكم) يا (جعل لكم) الفاظ (أنشأ لكم) آمده؟

2- چرا گوش ها قبل از ديده ها و دل ها ذكر شده؟ آيا گوش ها قبل از چشمها و دلها آفريده مى شوند؟ آيا كاربرد صيغه (أنشأ) مطلب خاصى را افاده مى كند؟ بياييد پاسخ آن را از ساينسدانان و محققينى جويا شويم كه در رابطه به چگونگى پيدايش جنين تحقيقات ژرف و فراخ داشته اند و سالها را در كنار وسائل پيشرفته و عدسيه ميكروسكوبهاى نيرومند گذشتانده اند.

همچنان آقای حکمتيار به صيغه تعجب آميز سوال وارد می‌کند و می‌گويد:

عجيب نيست كه آنها امروز و در پايان تحقيقات شان همان حرف ها و ادعاء هايى دارند كه قرآن چهارده قرن قبل گفته است!!! مى گويند: در رحم مادر نخست تشكيل گوشهاى جنين آغاز مى شود، سپس چشمها و بعد دل؛ محققين به اين حقيقت در قرن بيستم و به كمك وسائل خيلى پيشرفته پى بردند. نتيجه تحقيقات شان اين است: هر يكى از اين اعضاء توسط ژن خاص و به نحوى ساخته مى شود كه نخستين سلول عضو رشد نموده؛ تعداد آن از راه انقسام بيشتر مى شود و به تدريج عضو كامل از آن ساخته مى شود، براى تشكيل آن مناسب ترين لفظ همين صيغه (أنشأ) است؛ چون از طريق رشد تدريجى به عضو كامل تبديل مى شود.

 

او می افزايد:

همچنان وجه ديگر ذكر گوش قبل از چشم و دل اين است كه گوش حساس تر از چشم است؛ گوش از آن سوى حجاب و پرده نيز مطلع مى شود؛ ولى چشم از چنين كارى عاجز است؛ نازكترين پرده ها نيز مانع چشم گرديده و رويت را برايش دشوار و محال مى سازد؛ گوش بدون دستور صاحبش او را اطلاع مى دهد؛ اما چشم را بايد خود به سمتى متوجه سازد و باز نگهدارد تا اطلاعى به او بدهد؛ مغز انسان فيصله هايش را از طريق دل منعكس مى كند و كارش همواره پس از گوشها و چشمها و به رويت معلوماتى است كه از اين دو دريافت مى كند.

 

آقای حکمتيار همچنان اضافه نمود:

اين هم يكى از پرسشى هاى مهمى است كه؛ «آيا ممكن است يك ذيروح به يك جفت زنده تجزيه شود؟» اين سوالی است که هر كسى در ذهن خود دارد و مى پرسد:

پيدايش نخستين انسان ها چگونه بود؟ از يك پدر و مادر به دنيا آمده اند يا اجداد جداگانه دارند؟! اگر اين جوره نخستين يكى است يا جدا جدا؛ آغازش چگونه بود.؟ از آغاز يك جفت مكمل آفريده شده و ادامه نسلش از همان جوره واحد و يا به گونه ديگر و به تدريج حالت كنونى را به خود گرفته؟ علاوه بر انسان سائر موجدات زنده؛ مخصوصاً آن هايى كه مثل انسان پدر و مادر دارند؛ آغاز پيدايش شان چگونه بود؟ پرسشهايى كه در رابطه به پيدايش انسان مطرح است در رابطه به سائر جانداران نيز مطرح است. آيا درست است باور كنيم كه نخست مرد يا زن آفريده شده و سپس جفتش از خودش؟ آيا امكان تجزيه موجود زنده به يك جفت نر و ماده وجود دارد؟ پاسخ قرآن در اين رابطه چيست؟ ساينس در اين رابطه چه مى گويد؟ بايبل كتاب مقدس مسيحيان در اين باره چه گفته است؟

آقای حکمتيار در جواب سوالهای فوق الذکر می‌گويد:

تا قرن نُزده؛ احدى نمى دانست كه تجزيه يك موجود زنده به دو ذيروح و جفت همديگر ممكن است؛ اين را محال و مختص به اشياء جامد و غير ذيروح مى پنداشتند؛ اما در قرن نُزده كشف كردند كه تكاثر و تناسل برخى از حيوانات از طريق إلقاح نر و ماده نبوده بلكه از طريق تجزيه درونى انجام مى شود؛ تكاثر آميب از اين طريق يكى از مثال هاى آن است؛ و در سده بيستم اين حقيقت را كشف كردند كه نخستين سلول انسان در رحم مادرش؛ از طريق تجزيه و انقسام توليد مثل مى كند و به 2، 4، 8، 16... تبديل مى شوند؛ و به تدريج طفل مكمل و داراى تمامى اعضاء مى سازند. معنى دقيق اين كشف چيزى جز اين نيست كه نخستين جفت و جوره انسان و بقيه جانداران؛ از يك نطفه و سلول و از طريق تجزيه و انقسام پا به عرصه وجود گذاشته اند.

مشر معزز می افزايد:

بياييد ببينيم كه قرآن در اين رابطه چه مى فرمايد؛ در پاى اين آيه درنگ مى كنيم:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً... 1 النساء: 1

هان اى مردم! از همان پروردگار تان پروا كنيد؛ كه شما را از نفس واحد آفريد و از آن جفت و جوره اش را؛ و از اين دو مردان و زنان زيادى منتشر كرد؛...

اگر در الفاظ اين آيه كمى دقت كنيم پاسخ روشن تمامى پرسش هاى قبلى را به وضوح تمام در آن مى يابيم. اين آيت چند حقيقت مهم و اساسى را در برابر ما مى گذارد:

انسان از ابتداء انسان آفريده شده.

نفس و ذيروح واحد به يك جفت (نر و ماده) تبديل شده و از همين جوره سلسله پيدايش و تكاثر نسلش دوام يافته. و اين نشان مى دهد كه پيدايش بقيه جانداران نيز چنين بوده؛ در آغاز؛ نخستين نطفه هر نوع جاندار ايجاد شده؛ سپس به يك جفت و جوره (مذكر و مؤنث) تقسيم گرديده و از همين طريق نسلش دوام يافته.

آفريدگار و پروردگار تمامى انسان ها ذات يگانه و واحد است.

هم ماده خلقت تمامى انسان ها يكى و خاك است و والدين شان يكى و آدم و حواء؛ اعضاء يك خانواده اند و در رگهاى شان خون يكسان نسل و نسب واحد. چنان نيست كه نسل هاى شان جدا جدا و نسب شان متفاوت از هم؛ گويا در نقاط مختلف زمين؛ نسل ها و نژاد هاى مختلف خلق شده؛ سياه پوست ها از يك نژاد و سفيد پوست ها از نژاد ديگر؛ عرب از يك پدر و عجم از پدرى ديگر.

بيان قرآن در باره چگونگى پيدايش انسان از خاك؛ سپس نفس واحد و بعد از يك جوره (آدم و حواء عليهما السلام)؛ اين نظريه واهى و خلاف حقيقت را از بنياد رد مى كند كه انسان ها را به نژاد هاى مختلف تقسيم مى كند و در پى اثبات اجداد متفاوت براى هر نژاد است.

آقای حکمتيار به خاطر وضاحت بيشتر اضافه نمود:

اين آيه كه آغاز پيدايش انسان را از نفس واحد (يك ذيروح)؛ تجزيه اش به يك جفت و ادامه نسلش را از همين جفت معرفى كرده؛ با قاطعيت بر اين نظريه واهى و خرافى در باره پيدايش نخستين جوره انسان؛ خط بطلان مى كشد كه مى گويد: نخست از گِل يك مجسمه ساخته شده؛ سپس از يك يك بخش اين مجسمه يا گل اضافى آن؛ جوره اش ساخته شده؛ بعد در آنها روح دميده شده؛ و زنده شده اند!!

بياييد در پاى آيات 3-4 سوره النحل بنشينيم و ببينيم كه در باره آغاز خلقت آسمان ها و زمين و متصل آن پيدايش انسان نخستين چه ارشادات و رهنمود هاى دارد: جايکه قرآن می‌فرمايد:

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ 3 خَلَقَ الإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ 4 النحل: 3- 4

آسمان ها و زمين را به حق آفريد؛ از آن چه شريكش مى گيرند؛ برتر است؛ انسان را از نطفه آفريد؛ ناگه او؛ خصومتگر هويدا مى شود.

يعنى در اين آيات به آغاز خلقت آسمان ها و زمين و متصل آن آغاز خلقت انسان اشاره شده و توضيح مى دهد كه آغاز پيدايش انسان از نطفه واحد بوده و با خصلتى آفريده شده كى مى تواند در رابطه به حقائق؛ راه خصومت و جدل را در پيش گيرد.

جناب حکمتيار می افزايد:

بياييد به رهنمود هاى آيه 11 سوره فاطر نيز با دقت بنگريم كه معنى و شرح نفس واحد را به گونه خيلى واضح و روشن در برابر ما مى گذارد و مى فرمايد:

وَاللهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَلَا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللهِ يَسِيرٌ 11 فاطر: 11

و خداوند شما را از خاك آفريد؛ سپس از نطفه؛ بعد شما را جوره جوره كرد؛ نه هيچ زنى چيزى را (در رحمش) حمل مى كند و نه مى زايد؛ مگر مطابق علم (پروردگارش)؛ و نه عمر هيچ صاحب عمر افزوده مى شود و نه از عمرش كاسته مى شود؛ مگر اين كه در كتابى (درج) است؛ يقيناً كه چنين كارى بر خدا آسان است.

 

به گفته مشر معزز؛ از رهنمود هاى روشن اين آيات به وضوح درك مى كنيم كه:

ماده نخستين پيدايش انسان خاك است.

از خاك نطفه اش ساخته شده؛ هم در آغاز آفرينشش و هم پس از آن و تا امروز.

سپس از اين نطفه؛ جوره و جفت نخستينش آفريده شده. يعنى اين نطفه همان (نفس واحد) است كه در آيه اول سوره النساء به آن پرداخته شده؛ بعد تسلسل و دوام نسلش از همين جوره واحد بوده؛ يعنى همان گونه كه پيدايش كنونى هر انسان از يك نطفه است؛ آغاز پيدايش انسان در زمين؛ نيز از يك نطفه بود.

اين آيه و بيان قاطع و صريح آن؛ كافيست كه در رابطه به چگونگى پيدايش آدم و حواء عليهما السلام از نطفه واحد؛ هيچ شكى نداشته باشيم؛ هر كى با وجود اين آيه صريح و قاطع؛ كه ساينس نيز بر آن صحه گذاشته و چگونگى پيدايش نطفه؛ تكاثرش از طريق تجزيه و تقسيم جفت وار؛ را با عدسيه هاى نيرومند؛ ميكروسكوب هاى پيشرفته اش؛ به تصوير مى كشد و و در برابر ما مى گذارد؛ رأى و نظرى ديگر داشته باشد؛ يعنى او نه به علم باور دارد و نه به قرآن.

حلقه تدريسی امروز طبق معمول بعد از مرحله سوال و جواب به دعای اختتامیه مشر معزز پايان يافت.

بخش مطبوعاتی دفتر أمير حزب اسلامی افغانستان.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک