No-IMG

گروه بیست یا "گروپ آف تونتی" اجلاس یا نشستِ خود را درکشورِ اندونیزيا برگزار کرد

طی این هفته  گروه بیست یا "گروپ آف تونتی" اجلاس یا نشستِ خود را درکشورِ اندونیزی برگزار کرد.

در نشستی که روز سه شنبه پانزدهء ماه نوامبرجاری در جزیرهء بالی منعقد شد رؤساء ومقامات بلند رتبهء بیست کشورِجهان و رؤسای بانکها ونمایندگان نهادهای بزرگ مال واقتصاد گرد هم آمدند .

رئیس جمهور اندونیزی آقای جوکو ویدیدو هفدهمین اجلاس گروه بیست را افتتاح نمود، وی در سخنرانی خود بر یک جهان عاری از جنگ فرا خواند وبر تحقق اهداف گروه بیست که در سال 1999 تأسیس شد تاکید کرد، ویدودو گفت جهان نباید جنگ سرد دیگری را تجربه کند.

رئیس جمهوری امریکا جوبایدن و دکتاتورِچین شی جینپینگ در حاشیهء اجلاس مذکور با هم ملاقات کردند و این اولین ملاقات بایدن وجینپینگ بعد از تصدیی مجدد زعامت حزب کمونست چین توسط شی جین پینگ است. چین در سایهء حکمروائی جین پینگ دوران مؤسس کشور خلق چین ماوتسه تونگ رادر قالب جدید تجربه میکند.چین در دورهء جین پینگ از یکسو شاهد رشد اقتصادی عظیم  وگسترش نفوذ اقتصادی بیشتر در جهان بوده است چنانکه تولیدات چین بازارهای غرب را نیز اشغال کرده است و از سوی دیگر با دورهء انعطاف پذیری نسبی جیانگ زیمین وخلفِ وی وداع گفته است، جینپینگ چین را از طریق حزب کمونست در قبضه گرفته وحزب را نیز از رقبای خود تصفیه کرده و خودرا در مقام ماو نشانیده است، ظلم وتبعیض وی در حق مسلمانان ایگور یا ترکستان شرقی از بزرگترین فجائع قرن است

اما غائبِ حاضر در اجلاس مذکور رئیس جمهوری روسیه ولادیمیر پوتین بود که به جای وی وزیر خارجه اش آقای سیرگی لافروف شرکت کرد، اما لافروف نیز در همان روز اول اجلاس را ترک گفت وبجایش وزیر مالیه روسیه به نمایندگی از روسیه ادامه داد.

نشست گروه بیست در کنار تاکید بر مسائل پراگندهء دیگر بر لزوم ختم جنگ در اوکراین تاکید ورزید، ایالات متحده وشریکان اروپایی اش خواستند اعلامیهء فرجامیی اجلاس حملهء نظامی روسیه بر اوکراین را محکوم نماید  ولی این مطلب به اتفاق آراء تصویب نشد، زیرا بعضی کشورها از جمله کشورِمیزبان، چین وهند درکنار اینکه برختم جنگ تاکید کردند اما روسیه را از آدرس اجلاس گروه بیست محکوم نکردند.

خوب اگر چین بنا بر اطماع نظامیی که بر تایوان دارد روسیه را محکوم نمیکند چرا کشوری مثل هند که روابط خیلی متین با غرب دارد و از مؤسسین سازمان کشورهای غیر منسلک که اصلا برای بیطرفی تأسیس شد، نیز میباشد، حمله روسیه بر اوکراین را محکوم نمیکند؟

هند آن هند سابق نیست، فرهنگ جنگ وتبعیض درسیاست هند جای سیاستِ صلح و مسالمت را گرفته است،هند در ذهن خود جنگی را برعلیه پاکستان در دراز مدت تدارک میبیند و آن وقتی خواهد بود که پاکستان ضعیف تر باشد وایدولوژی متعصب هندویی بیشتر از این قویتر گردیده باشد .

به هرحال،مقامات غربی از اجلاس مذکور بشدت در محکوم سازی روسیه تلاش ورزیدند تا جاییکه سیرگی لافروف مجلس را ترک گفت و سپس خشمگین در انظار رسانه ها از سوء استفادهء امریکا از اجلاس مذکور سخن گفت

اما یکی دیگر از چهره های بارز که سخنانی مهمی در اجلاس ایراد کرد شخصیتی بود که سمتِ رسمی دولتی ندارد ولی دولت ها را در دست دارد، البته وی نیز شاید جزچهرهء ظاهری وپوشالی برای دولتِ مخفی جهان که زمام امور فکری واخلاقی و مالی و بناءً سیاسی جهان را در دست دارد بیش نباشد.

کلاوس شواب رئیس انجمن جهانی اقتصادی داوس ویا "وُرلد إیکونومیک فورم" میباشد که درعضویت نهاد وی بیش از یک هزار شرکت فعالیت دارند وهمه ساله در تفریحگاه معروف داوس در سویس نشست برگذار میکنند ودر ان نشست رؤسای سابق وبرحال امریکا وجهان و رؤسای بعضی احزاب و سرمایه داران بزرگ جمع میشوند.

کلاوس در سخنرانی خود گفت: جهان ما به سرعت پیش میرود، ما در سابق ماهیی بزرگ داشتیم که ماهیی خورد را میخورد اکنون حالا آن دوره گذشته است، ما اکنون میبینیم که هرماهی که سریع تر است ماهی کندتر را میخورد، منظور وی رشد روز افزون درعرصهء نانو تکنولوژی بود.

کلاوس گفت ازاین ببعد تعلیم توسط بازیهای الکترونیکی صورت میگیرد، واین جملهء خطرناکی از زبان شخصی است که سخنگوی نظم نوین لبرالستی حاکم ومتجاوز برجهان است.

کلاوس گفت جهان ما بر دروازهء انقلاب صنعتیی چهارم قرار دارد.

وی در این سخن خود راست میگوید زیرا وی به نمایندگی از فرهنگی سخن میراند که در نتیجهء زحمت وکوشش واتحاد و اهداف بلند و پلان های استراتیژیک خوب وخراب دنیای مارا در عالم اسباب در دست گرفته است،جهان بعد از اختراع ماشین بخار در قرن هفده و وتجربهء موفق ترِ آن در نیمهء قرن هجده دو صد سال نیاز داشت تا کمپویتری به حجم یک خانهء بزرگ بسازد و در نیمهء اول قرن بیست ساختن آن کمپوتر بزرگترین دست آورد انسان در عرصهء صنعت تلقی میشد،با آنهم میموری یا ذخیرهء معلومات آن کمپویتر بزرگ یا ابرکمپیوتر در تناسب با حجم معلومات ومیموریی یک موبایل معمولی که امروز هر کدام ما در دست داریم  صدها هزار درجه پایین بود،  حالا چند سال بعد این موبایل ها نیز کهنه میشوند و به تاریخ می پیوندند و انسانهای ظهور خواهند کرد که در قسمت از سرشان و یا کف دستشان نرم افزار زرع میشود و در کف دست خود یا در مقابل دیوار چیزی را که بخواهند تماشا میکنند. به قول فیلسوف مصری مرحوم دکتر مصطفی محمود کس چه میداند که همان دجالی که کافر است وزادهء یهود است وبا یک چشم میبیند وابر هارا به فرمان خود میدرآرد  و انسانهای بی شماری را از ایمان خارج میکند چیزی از جنس همین تکنولوژی باشند.سخنی که گرچند دور از فهم ظاهری بسیاری ما معلوم شود ولی سخن عمیق است.

بلی،طی این دو صد سال انسان فعال اروپایی از ساخت ماشین به ساخت ماشین رفت، اختراع هر ماشین جای کار هزار دست کارگر را میگرفت وان هزار دستِ کارگر به کار دیگری و اختراع دیگری میرفتند، ماشین ها ان زمان بزرگ بودند نوعیت کار از اطاق ها وکارخانه های کوچک به کارخانه های بزرگ رسید،در نتیجه کمپنی ها رشد کردند جاهای بزرگ را کرایه گرفتند ماشین ها را نصب کردند وماشین ها از اینکه گرم میامدند وادار به توقف میشدند تا اینکه شخصی دیگری امد و بادپکه یا سیستم خنک سازی ماشین را اختراع کرد و بدین ترتیب ماشینها بیشتر کار کردند  وتولید انسان غربی مخصوصا انگلستانی بیشترشد، اسلحهء بیشتر وبهتر تولید شد،اسلحهء اروپایی بر توپهای دو قرن قبل دولت مسلمان عثمانی برتری یافتند، انگلستان که محصور در یک جزیره بود با زور این انقلاب صنعتی  به جز ترکیهء عثمانی بقیه همه جهان اسلام را اشغال کرد،شیوخ عرب را که از آستانه یعنی استنبول فرمان تعیین به امارت حجاز میبردند از لندن تعیین کرد،منابع طبیعی اکثریت جهان را  بسوی خود برد و بدین ترتیب به ماهیی بزرگ تبدیل شد،این ماهیی بزرگ درامدهای خود را در خارج از حوزه ء بریطانیا در سائر جاها نیز توزیع کرد.

دنیای متعقل در صدد نسخه برداری برامد، کشورهای دیگری همان زمان یافت شدند که چیزهای دیگری را اختراع کردند،المان به قیادت مرد عاقلی بنام بسمارک رشد سریع کرد،روسیه به خرد وتعقل وزحمت پتر کبیر رشد کرد، جورج واشنتن افتتاح اولین کشتیی بخاری را در کنار دریای بوتوماک جشن گرفت.

انقلاب زراعتی ایستگاه دیگری در مسیر تاریخ معاصر بود، نوعیت بذر پاشی ودَرُودن توسط دست به ماشینهای که به اسپ پسته میشد ارتقا یافت یعنی از عصر "جواز" که ما در قریه ها داریم به عصر ماشین پاگذاشتند،واز ان به ماشین های خود کار واز ان به تراکتورهای غولپیکر انتقال کردند وکشورها قادر بر زراعت مساحت های بزرگ شدند،ساحاتی  را کشت کردند که قبلاً ممکن نبود.

انقلاب تماس انقلاب دیگری بود که در میانهء قرن نزده توسط تلگراف میان انگلستان وامریکا عرض اندام کرد، و اینک وسائل تماس چنان رشد کرده است که از تلفن های اندلی به تلکس وفاکس و ازان به تویتر،سکایب،فیسبوک،تلگرام،ایمو،وایبر،واتسپ، وصد "نُس وکرباسِ دیگر" ارتقا نموده است،ولی در عین زمان این وسائل ارتباط چنان روابط اجتماعی انسان معاصر را سرد ساخته است که  پسر با پدر اونلاین است و سخن نمیزند، اعضای خانواده وقتی همدیگر را اونلاین ببینند خود را اوف لاین میکنند تا به اوهام در بحر مجازیی کلاوس شاپ ها، غرق باشند.

کتابهای تاریخ مختصر جهان،تاریخ هنر،تاریخ صنعت،تاریخ تمدن وامثال انرا بخوانیم به عمق خواب خرگوشیی شرق پی میبریم.

عجبا که ما در جامعهء خود در چنین عصر سبقت جز فقیهانی نداشتیم که به انداز همان کمپیوتر بزرگ نیمهء اول قرن بیست از فقیهان پیشین در اجتهاد عقب مانده بودند، توجهی به منافع جامعه نداشتند، اجازه دهید اینطور بگویم که در چنین زمان فقیهان ما نیز پس نماندند، آنان از همهءاین ماجرای اختراع ماشین بخار وخط ریل فقط به مسئله چگونگی خواندن نماز در "مرکب دخانی" یعنی  چگونه نمازخوانی در کشتی بخاری یا ریل پرداختند،ولی به این که چرا ان فرنگی ها اراضی آنان را دانه دانه میبلعند و چرا قادر بر ساختن "مرکب دخانی" شده اند عطف توجهی نداشتند،از سبب شماری حقیقی عاجز بودند فقط میگفتند این معصیت ماست که مارا عقب گذاشته است ولی آنان ترک علم ودانش دنیوی را معصیت نمی شمردند.

حتی در کشور یمن در اوائل قرن گذشته میلادی حاکم ان امام حمیدالدین بهترین راهی که برای حفظ ونجات یمن دید این بود که تعلیم وترقی را آفت اروپایی بشمارد و فراگیری تعلیم عصری را مردود بشمارد و نهایتا میدان را ببازد.

بعدتر کسانی که نسبتا وقت تر از خواب بیدار شده بودند متوجه این سبقت غربی گردیدند  وفریادهای رقت باری سردادند تا بقیه خواب رفتگان شرق را بیدار کنند طوریکه هشتاد سال قبل مولوی عبیدالله امرتسری زار میگریست و میگفت:

 بود مغرب از بهار "سیولزیشن" بی خبر

وز چمن پیرایی طبع "نیوتن" بیخبر

و ز نو آئین طرزِ استدلالِ "بیکن" بیخبر

وز نگارین طورِ تحریرِ "ادیسُن" بیخبر

بود یورپ اندران روزان به نادانی اسیر

بود ششصد ساله ره زان عهد تا "قرن کبیر"

منظور از قرن کبیر مقدمات انقلاب صنعتی بود که در قرن شانزده آغاز یافت،ولی آن ناله های زار نا شنیده ماند تا که گفت:

چشم تا برهم زدیم آن انجمن از هم شکست

های وهوی بزم ما از خون "مستعصم" نشست

یک طرف شیرازهء جمعیت "دیلم" گسست

سوی دیگر کاروان "آل سامان" رخت بست

آن قدح بشکست،آن می ریخت،آن ساقی نماند

ماند باقی درد حسرت چون کسی باقی نماند

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک