No-IMG

حکمتيار: افغانستان د ټولو افغانانو گډ كور او هېواد دئ

متن خطبه محترم حکمتيار صاحب (جمعه 9 جدی 1401(

الحمد للّٰهِ وَ كَفَىٰ وَ سَلامٌ عَلىٰ عِبادِهِ الَّذِيْنَ اصْطَفَىٰ و بعد: فاعوذ باللَّهِ مِنَ الشيطن الرجيم بِسۡمِ اللهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

وَمَا لَهُمۡ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ ٱللَّهُ وَهُمۡ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَمَا كَانُوٓاْ أَوۡلِيَآءَهُۥٓۚ إِنۡ أَوۡلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُتَّقُونَ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ ٣٤ وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمۡ عِندَ ٱلۡبَيۡتِ إِلَّا مُكَآءٗ وَتَصۡدِيَةٗۚ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ ٣٥ الانفال: 34-35   صدق الله العظيم

اجازه راكړئ د دې مباركو آيتونو د ژباړي او تفسير په اړه لږ وروسته څه عرائض ولرم او عجالتاً ئې مطالب په اجمال سره په دري عرض كړم:

برادران و خواهران عزيز!

در اين آيات متبركه به كسانى پرداخته شده كه گمان مى كنند اهل دين و مدافع شعائر و مقدسات دينى اند؛ ولى در واقع بد ترين و لجوج ترين دشمنان دين در لباس دين و مذهب اند؛ از دين تبرى ساخته اند و بر ريشه دين مى كوبند؛ در برابر پيامبر خدا ايستاده اند و درمقابله با او و دعوتش از هيچ جنايتى دريغ نمى ورزند؛ اما با آن هم خود را مدافع دين جد شان ابراهيم مى خوانند و پيامبر عليه السلام را برگشته از دين آبائى گرفته اند و كشتن او و يارانش را كار ثواب مى پندارند؛ و در ادعاء ها و دعاء هاى شان مى گفتند: اگر پيامبر و دعوتش حق است؛ بگذار از آسمان بر ما باران سنگ ببارد. دقيقاً شبيه گروه تكفيرى كه چون فتنه اى سر بر افراشته و مصروف جنگ با مسلمانان اند و كار شان انفجارات در مساجد و كشتار نماز گزاران؛ و پندار شيطانى شان اين كه از همين طريق به بهشت مى روند و رضاء الهى را كسب مى كنند.

در خطبه نماز جمعه قبلى عرض كردم كه مركز فرماندهى عمليات انتحارى از كابل به دوشنبه انتقال يافته؛ عمليات انتحارى اخير در افغانستان؛ به شمول مسجد ايمان، و عمليات كابل و سمنگان؛ در دوشنبه برنامه ريزى شده و عاملين و فاعلين آن نيز تاجكستانى بودند؛ مسئوليت تمامى آن ها را به استثناء عمليات مسجد ايمان؛ گروه داعش شاخه خراسان به عهده گرفته؛ دسته شش نفرى اعزام شده از تاجكستان سه عمليات كابل را انجام داده اند كه به استثناء يك نفر ديگران همه كشته شدند.

سوال اين است كه اين ها چرا براى انجام عمليات انتحارى؛ و به زعم كاذب شان؛ استشهادى؛ به افغانستان مى آيند؟ در حالى كه بر كشور شان هنوز هم كمونست ها و بقاياى اتحاد شوروى حكومت مى كنند؛ همانهايى كه صدها هزار هموطن شان را در پاى بلشويك هاى كمونست دين ستيز؛ ذبح كردند؛ مساجد شان را يا كاملاً تخريب كردند و يا از آن كاباره ها و نايت كلپ ها ساختند، دروازه مدارس دینی را بستند، كتب دينى به شمول قرآن را سوختاندند، رسم الخط و الفبای عربی و تاجكى را به روسی تبديل كردند، حجاب شرعى را لغو كردند و چادر را از سر زنان تاجك دور انداختند و هر چه از دست شان پوره بود در مقابله با ارزش هاى دينى و ملى ملت مؤمن تاجك دريغ نورزيدند. همين كمونست هاى مزدور، فرومايه و وطنفروش؛ از زمان سلطه بلشويك ها بر تاجكستان تا امروز بر اين ملت ستمديده حكومت مى كنند؛ اما با آن هم عده اى از افراد جاهل و فريب خورده؛ تاجكستان را گذاشته و به زعم عمليات استشهادى به افغانستان مى آيند!!! و عجيب تر اين كه افتخار اين عمليات را كسى به خود منسوب مى كند كه شريك قدرت در رژيم چپ نماى تاجكستان است و در رأس يك گروه سيكولر؛ او قبل از انجام اين عمليات گفته بود: ما هزاران فدائى داريم و لشكر سه صد هزار نفرى آماده قربانى؛ شايد هدفش از فدائى ها همين هاى بودند كه به افغانستان آمدند و از آدرس ديگر عمليات ناكام انجام دادند و كشته شدند!!

تأسف به حال كسانى كه اهداف جنگ شان را ديگران تعيين مى كنند، خود نمى دانند براى چه و عليه كى مى جنگند؛ و چه كسى از جنگ شان سود مى برد؛ قاتل ملت و دشمن دين شان را در كشور خود آرام گذاشته اند؛ نه با كمونست مى جنگند و نه با سيكولر؛ اما در افغانستان با كسانى دشمنى مى ورزند و قصد تخريب مساجد و كشتار وحشيانه نماز گزاران را دارند كه نه تنها افغانستان بلكه تاجكستان را نيز از سلطه اشغالگران نجات دادند؛ در افغانستان نيز جنگ اين گروه سياه دل و جاهل و جنگجوى اجير؛ عليه مجاهدين، ائمه و خطباء مساجد است و تمامى عمليات شان متمركز بر تخريب مساجد و مدارس و كشتار وحشيانه طلبه و نماز گزاران؛ و افراد ملكى!!

همانگونه كه مشركين قريش مى پنداشتند؛ از طريق دشمنى با پيامبر و يارانش به بهشت مى روند؛ تروريست هاى اغوا شده تاجك و افغان نيز گمان مى كنند كه با عمليات انتحارى عليه مجاهدان و اسلامگرايان به بهشت مى رسند!!

زمامداران تاجك دقيقاً و از هر پهلو چون پرچمى هاى ما اند؛ در پاى هر اشغالگر افتاده اند؛ همان هايى كه تحت فرمان افسران اتحاد شوروى عليه هموطنان خود جنگيدند؛ جنگجويان اجير بومى ناتو در افغانستان نيز بودند و در خط مقدم جنگ عليه ملت و تحت فرمان افسران ناتو جنگيدند؛

هيئت هاى افغانى كه در دوران اشغال دوم؛ به تاجكستان رفته اند و ديدار هايى با زمامداران اين كشور داشته؛ همه از آنان اين سفارش او مشوره را؛ توأم با حيرت و تعجب شنيده اند كه: شما افغان ها خوشبختيد كه امريكا را با خود داريد؛ از اين فرصت استفاده كنيد؛ و اين در حالى كه اين زمامداران اگر تا امروز بر اريكه قدرت نشسته به طفيل حمايت هاى مسكو بوده؛ يعنى كه آنها مثل كمونست هاى ما چندين تبعيته اند؛ در خدمت هر قدرت بزرگ و هر اشغالگر. شايد مى خواستند اين پيغام را از طريق همين هيئت هاى افغانى به امريكايى ها برسانند.

برادران و خواهران عزيز!

پس از اين زمانى كه به مسجد إيمان مى آييد؛ و يا هر مسجدى ديگر؛ و در هر جاى كابل كي هستيد؛ بايد عملاً و ذهناً؛ چنان فكر كنيد كه در سنگريد و از سنگرى به سنگر ديگر مى رويد؛ در هيچ جايى و هيچ لحظه اى؛ مواجه شدن با حوادث غير مترقبه را غير محتمل نگيريد؛ مخصوصاً زمانى كه به مسجد ايمان مى آييد؛ اسلام محل اقامت امام را به نام محراب ياد كرده؛ محراب يعنى محل حرب و جنگ؛ ما بايد آمادگى كامل و عام و تام داشته باشيم و هر توطئه دشمنان اسلام را خُنثىٰ كنيم؛ براى هر نوع حمله دشمن ذهناً آماده باشيم؛ ما با دشمنان خيلى خبيث و پليد روبرو ايم؛ از هيچ پستى؛ رذالت و دنائت دريغ نمى ورزند؛ هيچ چيزى مقدس در زندگى شان وجود ندارد، به هيچ ارزشى باور ندارند، مزدور و نوكر اند؛ به غرض و مرض مبتلا اند، كور و كر اند، همانگونه كه قرآن مى فرمايد؛ براى طاغوت و در راه شيطان مى جنگند؛ يقاتلون فى سبيل الطاغوت.

هر نمازگزار اين مسجد ايمان؛ بايد ذهناً و عملاً آماده باشد كه شايد اين مسجد؛ به اين و آن طريقى؛ مورد تهاجم و هدف عمليات نيرو هاى شر و فساد قرار گيرد؛ بايد براى مقابله با هر پيشآمد احتمالى آماده گى لازم داشته باشد و مصمم و آماده باشد كه با اعصاب آرام و عزم راسخ در برابر آن بايستد و دشمن را از پا در آورد و نگذارد به هدف شوم خود برسد. بايد هر كدام ما از خدا پروردگار خود بخواهيم كه كار شايسته در راه دفاع از اسلام و مسلمانان از ما بگيرد و باعث شكست دشمن شويم. در حادثه قبلى چند مرمى مجاهد مؤمن و دلير مانع يك فاجعه شد؛ بايد هر كدام ما از پروردگار خود بخواهيم كه سعادت سركوبى دشمنان خبيث و جنايتكاران اجير و دفع و طرد توطئه هاى خائنانه و وحشيانه آنان را به ما و هر افغان مؤمن عنايت كند؛ و ما را در زمره كسانى بگيرد كه با دو اشغالگر و ايادى پست شان جنگيدند و كشور و ملت شان را از شر آنان نجات دادند؛ اين تمنا را بايد داشته باشيم كه اين فتنه شيطانى تكفيرى هاى در خدمت جبهه كفر و نفاق؛ نيز به دست ما نابود گردد و امت در مجموع و افغان ها به گونه خاص از شر آن نجات يابد.

يكى از مهمترين و مؤثر ترين كار ها در جهت مقابله با اين پديده شوم وشيطانى؛ جمع آورى معلومات دقيق از افراد و فعاليت هاى اين گروه است؛ كه قرآن هر دستآورد در اين عرصه را عمل صالح و پاداشش را مضمون و قطعى نزد خدا دانسته و مؤمنان را به تلاش در اين جهت تشويق نموده؛ و مى فرمايد:

مَا كَانَ لِأَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ وَمَنۡ حَوۡلَهُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرۡغَبُواْ بِأَنفُسِهِمۡ عَن نَّفۡسِهِۦۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَطَ‍ُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٢٠

به اهل مدينه و باديه‌ نشينان حول و حوش شان؛ نمى سزد كه از پيغمبر خدا عقب بمانند؛ (و در كنار وى به جهاد نروند و چون او به تحمل دشوارى ها و قربانى جان؛ آماده نباشند)؛ و به جان خود بيش از جان پيامبر بپردازند و رغبت كنند؛ زيرا هيچ تشنگى و خستگى و گرسنگى در راه خدا آنان را فرانمى گيرد و بر هيچ جايى كه دشمن را خشمگين كند؛ گام نمى گذارند و به هيچ دستآوردى از دشمن نائل نمى شوند؛ مگر اين كه به سبب آن؛ عمل نيكويى در (عملنامه شان) براى آنان نوشته مى‌شود؛ يقيناً كه خداوند پاداش اين نيكوكاران را ضائع نمى كند.

يعنى هر گامى كه مؤمن در راه خدا بر مى دارد؛ به هر جايى كه باعث خشم دشمن شود؛ مى رود، به هر چيز دشمن كه دست يافت؛ چه سلاح و تجهيزاتش و چه اسرارش؛ هر تشنگى، گرسنگى و خستگى در اين راه؛ چون عمل صالح و نيك درج عملنامه او مى شود؛ و پاداشش نزد پروردگارش تضمين شده؛ و يقينى.

 ما به يك جهاد و مبارزه اى خستگى ناپذير ديگر ضرورت داريم، بياييد سعادت مبارزه در اين سنگر را نيز كسب كنيم؛ همانگونه كه سعادت و افتخار مقاومت و جنگ در برابر دو ابر قدرت زمان، اتحاد شوروى و ناتو؛ و اذناب ذليل شان را كسب كرديم؛ إن شاء الله در اين مبارزه نيز به فضل و لطف الٰهى پيروز خواهيم شد و خداوند خيرالناصرين تأييد و نصرتش را شامل حال متا خواهد كرد.

وروڼو خوېندو!

قرآن د قريشو په ځواب كي او هغه مهال چي ويل ئې: دا ولي پر موږ الهي عذاب نه راځي، د عذاب نه راتگ ښيي چي موږ په حقه يو؛ فرمايي:

او الله به ئې ولي په عذاب نه اخته كوي؛ په داسي حال كي چي له مسجدالحرام (د خلكو) مخنيوى كوي؛ او دوى ئې (حقيقي) متوليان هم نه دي، حقيقي متوليان خو ئې يوازي متقيان دي، خو د دوى ډېرى نه پوهېږي. او د بيت الله خوا ته د دوى لمانځنه (او عبادت) له شپېلكي او چكچكو او لاس پړكولو پرته بل څه نه وي؛ نو په سبب د هغه كفر چي تاسو كولو دا عذاب وڅكئ.

يعني دوى د الٰهي عذاب وړ دي، دا ځكه چي په كفر او د خداى پالني خلاف په خپلي دښمنۍ كي هغه پړاو ته رسېدلي چي له مسجدالحرام د خلكو مخنيوى كوي، دا په داسي حال كي چي ځان د مسجد الحرام متوليان گڼي، د دې په ځاى چي خلك د مسجدالحرام په لوري راتلو او د الله تعالىٰ عبادت ته تشويق كړي، په دې لار كي خنډونه راولاړوي، لاري بندوي، خلك وېروي او جومات ته د مؤمنانو او لمونځ كوونكى د تگ په وړاندي خنډونه رامنځته كوي. دوى په خپله او په خپلو بدو عملونو سره د الله تعالىٰ لوري ته د خلكو د راتلو په وړاندي خنډ او مانع دي، د دوى كړني داسي دي چي له دين او دينپالو سره د عام ولس مينه او علاقه ختمه شي. واقعي دينپال او د مسجد حقيقي متولي خو داسي نه وي؛ دوى ئې حقيقي متوليان نه دي، دا سپېڅلې دنده چي كومي ځانگړتياوي غواړي په دوى كي نشته، حقيقي متوليان خو ئې متقيان دي، هغه چي له ظلم، تېري، فساد، قتل او وينو تويولو ځان ساتي، دوى له تقوىٰ محروم او د گناهونو په گنده ډنډ كي تر ستوني غرق، جاهل او ناپوه دي، په دې هم نه پوهېږي چي يو حقيقي مسلمان او د ديني شعائرو او مقدساتو متولي او ساتونكى؛ بايد څنگه وي او په كومو صفاتو متصف وي؛ هغه څوك څنگه ځان د دين مدافع او متولي گڼي چي د بيت الله خوا ته ئې عبادت له شپېلكيو او لاس پړكولو پرته بل څه نه وي؟! هغه څوك څنگه ځان ته مسلمان وايي او كوم جاهل به ئې مسلمان وگڼي چي د خداى په كور او جوماتونو كي؛ هغه هم د لمانځه په وخت كي چاودني كوي؟!!

له جومات او مسجد د دوى د ممانعت دوه صورتونه وو: يو دا چي خپل مخالفين به ئې نه ورته راپرېښودل، له چا سره چي به د دوى دښمني راولاړه شوه هغوى به ئې مسجدالحرام ته له ننوتلو منع كول او دوهم دا چي د دوى عملونه داسي وو چي د دين په خلاف به د خلكو د كركي او نفرت باعث وو، كله چي د دين له حقيقت بې خبره خلك، د دين مدعيان په گناهونو او فسادونو كي غرق گوري؛ ويني تويوي، ظلمونه كوي، د نورو په ځان، مال او عزت تېرى كوي؛ همدا د دې باعث شي چي له دين ئې زړه تور شي او گمان وكړي چي د دې دين اصلي ماهيت همغه دئ چي موږ ئې د دغو خلكو په كړنو كي گورو، كه په دې دين كي د اصلاح قوت وى نو خپل پلويان به ئې اصلاح كړي وو، د دوى اخلاقي او عملي وضع به دومره كركجنه نه وه، نو ځكه دې ته زړه نه ښه كوي چي د دغه دين خوا ته راشي.

دا آيت د واقعي خداى پال بنده او دوكه شوي ديندار او د الله د دين د واقعي او صادق خادم او دروغجن او ټگمار خادم د پېژندو لپاره يو دقيق محك او معيار زموږ مخي ته ږدي؛ د الله تعالىٰ مخلص بنده هغه دئ چي:

د شعائر الله، ديني مقدساتو او خداى پالونكو درناوى كوي.

د هغه چا مخي ته نه خنډ كېږي او دښمني ورسره نه كوي چي د الله تعالىٰ د عبادت تكل كوي، نه يوازي مخي ته ئې نه خنډ كېږي بلكي مرسته ئې كوي.

د عبادت په وخت كي به د ده په څېرې، الفاظو او حركاتو كي په څرگنده توگه احساس كړې چي په الله تعالىٰ ايمان لري، له هغه وېرېږي، هغه ته طمع لري او د هغه د رضاء تر لاسه كولو هڅه كوي.

الفاظ ئې د طمعي الفاظ او حركات ئې د الله تعالىٰ په عظمت له اعتراف راولاړ شوي حركات دي، د يوه هيبت وهلي، خاضع، خاشع او محتاج بنده په توگه د ستر ټولواك په وړاندي ولاړ او په زاريو زاريو سره دعاء كوي.

خو هغه چي دوكه شوى ديندار يا د ديني مقدساتو ټگمار خادم دئ داسي به ئې گورې چي:

نه ئې په څېرې كي له الله تعالىٰ د وېري او هيبت نښي او آثار تر سترگو كېږي، نه په الفاظو كي، نه په حركاتو كي او نه په جامه او لباس كي او د ملگرو د انتخاب په څرنگوالي كي؛ له بدو سره به ئې خواخوږي او ملگرتيا وي او له نېكانو سره عداوت او كينه.

د عبادت په وخت او معبد كي به ئې په لهو و لعب بوخت ومومې، همغسي لكه چي قريشو به د طواف په وخت او د بيت الله خوا ته شپېلكي كول او لاسونه پړكول او همغسي لكه چي نن ځيني خلك د ذكر په حلقو كي ډول او دبلې ته غورځي، پرځي، څڼي اچوي، قوالي سندري وايي، د هو هو چيغي وهي او د جذبې په نامه مستي كوي.

له خداى پالونكو سره به دښمني كوي، كافر ته به پر مؤمن ترجيح وركوي، له خداى او دين منكر او باغي انسان سره به دوستي كوي او د هغه چا په ضد به ئې مرسته كوي چي ديندار دئ او د الله په عبادت او لمانځني بوخت. همغسي لكه چي د اهل كتاب تش په نامه مذهبي مشرانو به د كافرانو او مشركينو په اړه ويل: دوى تر مؤمنانو ښه دي او په سمه لار روان دي؛ لكه چي قرآن فرمايي:

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلا51 النساء: 51

آيا هغو ته دي پام ونه كړ چي د كتاب څه برخه وركړى شوې، خو په جبت او طاغوت ايمان راوړي او د كافرانو په اړه وايي: دوى تر مؤمنانو ډېر په سمه لار دي.

خو دلته د دوى علماءو ته اشاره شوې، كله چي د اهل كتاب د علماءو په اړه بحث كېږي نو قرآن ئې په دغه صيغه يادوي، د دې وړ ئې نه گڼي چي د عالم په نامه ئې ياد كړي؛ بلكي وايي: هغه چي له كتابه ئې نيمگړى علم په برخه شوى، علم ئې ناقص دئ، هسي ئې د كتاب څو خبري زده كړې دي. دلته د دوى درې ځانگړتياوي په گوته كوي:

په اوهامو، خرافاتو، فال، كوډو، منتر، جادو او دې ته ورته شيانو باور لري.

د طاغوت په خدمت كي دي، د هر ظالم، عاصي، سركښ او مفسد واكمن ملاتړ كوي، په خوله ئې د الله نوم وي خو په زړه كي ئې له طاغوت وېره او طمع، دين د طاغوت په پښو كي ذبح كوي او د طاغوت په گټه ئې كاروي.

تر مؤمنانو كافران غوره گڼي، تبليغات ئې د هغوى په گټه وي، خلكو ته وايي چي د كافرانو مسلك او مذهب تر مؤمنانو غوره دئ.

زموږ په زمانه كي د دې مصداق هغه دين پلورونكي دي چي له شوروي او ناټو اشغالگرانو سره يو ځاى شول او د واقعي علماءو او مجاهدينو په ضد به ئې تبليغات كول، هم به ئې كمونستان تر مجاهدينو غوره گڼل او هم سيكولران؛ د مجاهدينو په اړه به ئې ويل چي دوى متعصب او افراطي دي، د هېواد د آزادۍ او بيا ودانولو دښمنان دي او د اشغالگرانو په اړه به ئې دوى د افغانستان ودانولو او په يوه بل سويس او جاپان د بدلولو لپاره افغانستان ته راغلي.

د قرآني لارښوونو په رڼا كي؛ د ديانت او ديني مشرتابه دروغجن مدعي داسي مومو:

ديني او مذهبي منصب په ميراث ورته پاته شوى، د نېك پلار بد ځاى ناستى، له هغو ځانگړتياوو بې برخي چي د مذهبي قيادت او مشرتابه لپاره ضروري دي.

د دې په ځاى چي په قول او عمل سره خلك د دين لوري ته تشويق كړي په خپله د دين په وړاندي خنډ وي، واقعي دين ته د خلكو د راتلو مانع گرځي.

دين پلورى وي او ديني ارزښتونه په وړيا بيع؛ او ثمن قليل؛ د الله او د هغه دين دښمنانو په پښو كي ذبح كوي.

وروڼو خوېندو!

افغانستان د ټولو افغانانو گډ كور او هېواد دئ؛ په ځانگړې توگه د هغو چي د آزادۍ لپاره ئې د دوو اشغالگرانو؛ په هر سنگر كي او په مېړانه مقابله كړې او قرباني ئې وركړې؛ د هېواد په هري مهمي او ملي قضيې كي بايد د دوى رأى دخيل وي؛ مخكينيو تجربو ښودلې چي كله حكومتونو او واكمنو ئې دا اصل او حقيقت له پامه غورځولى؛ د يوې كورنۍ، يوې قبيلې او يوې ډلي استبدادي حكومت رامنځته شوى نو هم ولس او هېواد صدمه ليدلې او هم حكومتونو او واكمنو؛ نن زموږ هېواد له سترو سترو گواښونو سره مخامخ دئ؛ له فقر، گراني، بې كاري، ناامني، په ښارونو، جوماتونو او مدرسو كي چاودني، سرحدي ستونزي، بهرني گواښونه، نړۍ واله انزوا، د ملي شورىٰ او اساسي قانون نشتون؛ او دې ته ورته ډېر نور.

له دې ستونزو د وتلو لاري چاري لټول؛ د هر مؤمن او اسلام ته ژمن افغان ديني فريضه ده؛ راشئ ټول هغه افغانان راغونډ كړو چي له خپل هېواد، ولس او اسلام ئې دفاع كړې، له دوى وغواړو چي د يوه خپلواك، له جگړو او ناامنيو فارغ اسلامي افغانستان جوړولو لپاره څه وكړو او څنگه د كورنيو او بهرنيو گواښونو مقابله كړو؛ څنگه يو مضبوط او قوي مركزي حكومت جوړ كړو او خپلو شهيدانو آرمانونه پلي كړو

مهربانه خدايه! له تا پرته بل پناه ځى او حامي نه لرو؛ افغان ملت او اسلامي امت يتيم دئ او له هر لوري د كفر او نفاق د جبهې تر بريدونو لاندي؛ تا ته مو د دعاء لاسونه اوچت كړي؛ تياره شپه مو رڼا كړې؛ د شر او فساد پر ځواكونو داسي برى راپه برخه كړې لكه چي د شوروي او ناټو پر ځواكونو دي بريالي كړو.

كه مو په تېرو نږدي څلورو لسيزو كي د 6شپږم جدي او پنځلسم ميزان توري ورځي ولېدې؛ د شوروي او ناټو ځواكونو د بريدونو توري ورځي؛ نو ستا په فضل او كرم سره مو د 26 دلوي او 9 سنبلې بختوري ورځي او د اشغالگرانو نامراد وتل هم وليدل؛ خدايه! له اوسني حالت؛ د سرلوړي او بريالي وتلو ورځ هم پر موږ وگوره؛ آمين 

سُبْحَانَكَ اللهُمَّ بِحَمْدِكَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، نَسْتَغْفِرُكَ وَنَتُوبُ إِلَيْكَ

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک