No-IMG

کدام جهان بینی بهتر است؟

بفرمایید با هم فرض کنیم که در شهر ما دو زندان وجود دارد و در هر زندان فقط. بیک نفر اجازه میدهیم که زندگی کند ما در زندان اول اسامی زلمی را محبوس می کنیم:

اول: زلمی داخل زندان می شود می بیند که در زندان انواع خوراکی ها موجود است و حیوانات بی شمار هم وجود دارند. زلمی خود را در این مکان آزاد و مخیر می بیند و متوجه می شود که کسی او را تعقیب نمی کند

بناء در کار های که روزانه انجام می‌دهد احساس مسوولیت نمیکند. هر آنچه را که دلش بخواهد بدون ترس و حراس از کسی آن را انجام میدهد گاهی خود را برهنه می کند زیرا او خود را مکلف به قبول ارزش های اخلاقی نمی داند و از هر وسیله که او را به هدفش می رساند استفاده می کند و برایش اصلاً وسایل خوب و بد مطرح نیست، اصلاً امور خوب از نظرش ذاتاً خوب نیستند و امور بد ذاتاً بد‌نیستند خوب و بد امور را منافع مادی او تعیین می کند همان اموریکه منافع اش را تامین کند همان ها خوب اند او ظلم را ذاتاً بد نمی داند اگر با ظلم کردن بر حیوانات که در زندان زندگی می نمایند.

به منافع خود دست بیابد از نظر اش ظلم در این مرحله یک امر خوب است  و به دنیای آخرت هم ایمان ندارد، بناً هیچ ترسی از آنچه که انجام میدهد ندارد زیرا اعتقاد ندارد که در آینده بعد از مرگ اش خدای وجود دارد و از او در برابر آنچه که انجام داده است می پرسد و اگر مرتکب ظلم و خیانت شده باشد به او جزا میدهد و حق مظلومان را  از او می ستاند.

 همچنان او خود را تنهای تنها فکر می کند و زندگی را برای خود یک چانس تصادفی می داند که طبیعت برایش فراهم ساخته است و در برابر اندک فشار زندگی احساس ترس می کند و به هیچ کس و هیچ قدرتی خود را وابسته نمی داند که از او در شرایط ناگوار دفاع و حمایت کند. او آهسته آهسته از این تنهایی رنج می برد و خسته می شود و زندگی در نظرش پوچ می نماید بالاخره این دو عامل یکی خستگی بی حد و بی ارزش بودن زندگی و دومی ترس از اینکه هیچ حامی ندارد تصمیم می گیرد که به این زندگی پوچ و بی هوده پایان بدهد و دست به خودکشی می زند، چون او همه فلسفه زندگی کردن در دنیا را مانند سبزکردن علفی در لب جوی و خشک شدن آن می داند و بس.

او به مانند یک علفی بود که تصادفی سبز کرد و بعد از سپری کردن مدت حیات اش خشک شد و دیگر  هیچ.

دوم: حامد را در زندان دوم می فرستیم او زمانیکه وارد زندان می شود ملاحظه می کند که در محل های ترصد افرادی حضور دارند که او را تعقیب می کنند و هر لحظه متوجه او اند و بر علاوه بر این مشاهده می کند که در هر مکان که می رود دوربین های نصب شده است همه حرکات اش را ثبت می کنند و در ضمن نگهبانان می آیند برایش یک دستور العمل زندگی کردن در زندان را میدهند و می آموزند و برایش می گویند که اگر قوانین و شرایط زندان را مراعات کند به او مکافات خواهند داد و اگر مخالفت کند او را مجازات خواهند کرد و به او می گویند که دنیای بسیار بزرگی دیگری در ادامه این دنیای ناچیز قرار دارد و در آنجا خدای عالم بهشت و دوزخ را آفریده است و آنهای را که به او و به پیامبران اش ایمان بیاورند و از قوانین اش پیروی کند در آن دنیا مکافات خواهد داد و وارد بهشت خواهد ساخت و اگر مخالفت کند او را در دوزخ مجازات خواهد کرد.

حامد خود را در برابر یک دنیای جدید که برای یک هدف خاصی ساخته شده است می یابد و ملاحظه می کند که در این مکان قوانین حاکم اند و افعال خوب و بد مشخص شده اند افعال خوب همیشه خوب اند و افعال بد و خراب بطور همیش بد اند و به اثر شرایط خوب بد نمی شود و بدهم خوب نمی شود، در این مکان ظلم همیشه از جمله امور ناپسند و بد است و هیچ گاه خوب نمی شود چون ذاتاً آن را دین بد دانسته است، یعنی افعال بد و ناپسند در این مکان حرمت ذاتی دارند و دین آنها را مشخص و نهادینه کرده و به آنها حرمت دینی هم داده است پس هیچگاه منافع اشخاص آنها را خوب و حلال نمی سازد.و همچنان رای اکثریت وکلای پارلمان ها نمی توانند یک امر حرام ( بد ) را حلال ( خوب ) بسا زند

او خود را تنها فکر نمی کند او پنج وقت در نماز در حضور پروردگارش ایستاده می شود و عرایض خود را مستقیماً خودش به حضور اش تقدیم می کند او به خدای خود توکل می کند چون به او اعتماد کامل دارد و او می داند به هر کجایکه برود خدا با او است و او را مراقبت می کند و در سختی ها و مشکلات او را حمایت می کند و از شاه رگ گردن به او نزدیک تر است و او چون خدای عالم و قادر را حامی خود می داند از هیچکس نمی ترسد و به درگاه کسی دیگر سرخم نمی کند و از زندگی کردن  در دنیا لذت می برد زیرا او می داند که او را خدای متعال برای هدفی آفریده است و او برای دفاع از دین خود و خلق خدا رسالت دارد و در برابر آن اعمال الله متعال او را در بهشت جای خواهد داد.

در داستان فوق الذکر منظور ما از زندان دنیا است و منظور ما از فرستادن زلمی و حامد به زندان ها تولد آن ها از مادر است و زلمی حالت خدا ناباوران را بیان می دارد و حامد حالت خدا باوران را.

حالا از جناب شما سوال می‌کنم جهان بینی کدام یک بهتر است؟ کدام یکی می‌تواند در دنیا به یک زندگی سعادتمندی دست یابد؟ کدام یک مطمئن است و از زندگی کردن در  دنیا لذت میبرد؟ و کدام یک زود از نعمات زندگی سیر می‌شود و احساس خستگی نموده به زندگی خود پایان می‌دهد؟ بلاخره کی خوب‌تر است و کدام جهان بینی بهتر است؟

-برادر !  اگر از. زندگی کردن در دنیا دلسرد هستید و در ارتکاب گناه اسراف کرده اید و یاس ونا امیدی و حتی خوف همه تار و پودشما را فراه گرفته است، و از رحمت الله متعال مایوس شده اید، بیایید تا یکجا به حضور پروردگار عالم ایستاده شویم و مستقیما عرایض خود را به حضور اش تقدیم کنیم و از آنچه که انجام داده ایم توبه نصوح کنیم و از او بخواهیم  که ما را عفو کند، زیرا الله متعال در سوره الحجر آیه ۴۹: میفرماید «به بندگان من خبر بده که منم آمرزنده مهربان». و همچنان در سوره زمر آیه ۵۳: میفرماید« (ای رسول رحمت) بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کرده اند، بگو: هرگز از رحمت (نامنتهایی) خدا نا امید مباشید. البته خداوند همه گناهان را (چون توبه کنید ) خواهد بخشید که او خدایی بسیار مهربان و آمرزنده است

یا الله همه ما را به راه مستقیم هدایت بفرما و از آتش دوزخ ات نجات بده.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک