No-IMG

دستگاه قضائی کشور سویس خالد نزار وزیر دفاع اسبق الجزائر را بحیث شریک جنایات جنگی متهم شناخت

سویس / الجزائر

دستگاه قضائی کشور سویس خالد نزار وزیر دفاع اسبق الجزائر را بحیث شریک جنایات جنگی متهم شناخت.

فشردهء ماجرا از این قرار است که در سال 1991 حزب نجات اسلامی در اثنای ریاست شاذلی بن جدید درالجزائر برنده انتخابات اعلان شد، این رویداد در کشوری که فرانسه صدو سی سال درآن خون ریخت و مساجد تاریخی ان را منهدم کرد و تاریخی از کشتار وتجاوز جنسی بر زنان الجزائر را به یادگار گذاشت و نسل "فرنکفونی های عرب" را تولید کرد، سخت تمام شد و در یک توافق شبه رسمی میان فرانسه وجنرالهای ارتش که خالد نزار وزیر دفاع آن بود نتائجِ انتخابات ملغی اعلان گردید، و قلع وقمع کوچه به کوچه ادامه یافت و تعدادی برعلیه نظام دست به سلاح بردند، حزب نجات اسلامی گروه مسلحی بنام ارتش نجات تشکیل داد و ساحاتی رادر اطراف و نقاط دور دست کشور کنترل کرد، ارتش به ریاست خالد نزار که خود را "ربّ الجزائر" لقب داده بود و بامدیریت واضح فرانسه به موفق ترین حیله روی آورد، حیله ی که بعدها در چندین ممالک سرمشق شد و برای اهداف سیاسی بزرگ استفاده برده شد، آن حیله عبارت از تأسیس گروه های مسلحی بود که افراد آن ریش دراز داشتند لباسهای افغانی بر تن می کردند و شب ها وارد بعضی قریه جات می شدند و شبانگاه مردان وزنان وکودکان زیادی را با تبر وتبرزین می کشتند و نا پدید می شدند، و رسانه های دولت آنان را گروه های اسلامگرا معرفی می کرد که گویا تازه از جهاد افغانستان برگشته اند، دولت چندین گروه دیگر را پنهانی تشکیل داد، اسامی جماعت مسلح اسلامی،حرکت مسلح اسلامی، جنبش جهاد اسلامی الجزائر، ارتش افریقای اسلامی،و چندین نام دیگر را بر آنان نهاد و این گروه ها میان هم به جنگ می پرداختند و رؤسای آن افسران استخبارات بودند که برای ایجاد هرج ومرج، وتحکیم سلطهء جنرالها و انتفاع فرانسه گماشته شده بودند.

جبهه نجات اسلامی که منحل گردیده بود با درک چنین واقعیت تلخ از جنگ دست کشید و شاخهء مسلح خود را منحل اعلان کرد،بلکه به پروسهء صلح ملی پیوست.

سالهای جنگ داخلی الجزائر که ده سال دوام کرد بنام ده سال سیاه نامیده میشود با زیرکی جبههء نجات اسلامی بپایان رسید، از اینکه ثروت رقابت ایجاد می کند ثروتمندی جنرالهای ارتش منجر به تنشهای داخلی میان انان شد وکسانی مانند خالد نزار رفته رفته از ساحه دور شدند،تا اینکه سال 2011 در شهر جنیف سویس بازداشت شد،و ازان ببعد دستگاه قضایی سویس با وی بحیث متهم ارتکاب جرائم جنگی برخورد کرد.

حالا سؤال عمده این است که دستگاه قضائی سویس ان زمان که خالدنزار ویارانش چنین جنایت ها را مرتکب شدند وانسانهای بی شماری را به ان طرز می کشتند آگاهی نداشت؟

ایا سویس نمی دانست که انان از حمایت کامل فرانسه برخوردار اند؟ بلکه ابزار نظامی ان در مقابل اسلامگرایان اند؟

طبعا می دانست، و طبعا می داند حالا نیز چنین محاکمه خونهای ریخته را بر نمی گرداند.

اما سیاسیون اروپا واقعاً زیرک اند، می توانند گماشتگان خود را بعد از اینکه مهام خود را انجام دادند قربانیی سیاست دیگری بسازند وحتی از میان بردارند،طوری که با سلوفودان میلسوفیچ ورادتکو ملادیچ ،مجرمان جنگی یوگوسلاوی وبوزنیا، چنین کردند، نهادهای اروپایی می خواهند تمسک خود به ارزشهای حقوق بشری را که گویا از ارزشهای اصیل جامعه اروپا است در اذهان زنده نگه دارند و این را در اذهان محفور سازند که حق در شرق وقتی ضائع شود ضائع کنندهء حق در غرب مجازات میشود، وبه این طریق شعار عدالت محوری غرب سالیان دراز دیگری در اذهان غافل محفور می ماند.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک