مسئله اعتیاد از لحاظ علم وراثت، صحت عامه، اجتماعی، فلسفی و کیمیاوي بسیار جالب، مغلق و پیچیده است
يونس نگاه
مسئله اعتیاد از لحاظ علم وراثت، صحت عامه، علوم رفتاری یا اجتماعی، فلسفی، و کیمیاوي(تحلیل خود ماده اعتیاد) بسیار جالب، مغلق و پیچیده است که حتی گاهی در این بحث سیستم جزایی جامعه فعلی انسانی نیز زیر سوال میرود. چون جامعه انسانی فعلاً راه مدیریت و پاسخ بدیل ندارد، در اعمال انسان نیز به هر دلیل و علت که عمل انجام میشود، انسان را مسؤل میداند، که در اصل چنین نیست و قضیه بسیار پیچیده تر از آن است.
فرضاً بحث اعتیاد در طبابت و صحت عامه فقط به اعتیاد ها و عاداتِ فعلاً متوجه است که آن اعمال اضرار کافی و جدی برای شخص و جامعه به بار میاورند. اعتیاد به مواد مخدر( لابراتواری، طبیعی، وغیره مواد غیر مخدر)، اعتیاد به انجام دادن قرابت جنسی یا سکس، اعتیاد به بازی های ویدیوی یا ویدیو گیم، اعتیاد به سوشل میدیا وغیره چون خطرات جدی در زندگی شخص و اجتماع وارد میکنند، از این لحاظ در اولویت مبارزه و کنترول ادارات صحی کشور ها قرار دارند.
در غیر آن اعتیاد در ذات خود تکرار یک عمل است که شخص در مقابل اعمال، تجربه، رفتار دیگران، وضعیت زندگی وغیره مسایل برای مقاومت با آن و یا هم برای لذت بردن این عکس العمل را تکراراً انجام میدهد . فرضاً خوردن ماست، معتاد شدن به چای سبز، قهوه، و حتی ورزش نمودن، این همه اعمال عکس العملی هستند، ولی برای ما از نظر صحت عامه اهمیت به خاطر ندارند که خوردن ماست، چای سبز، قهوه، و ورزش کردن در حد اعتیاد مشکل ساز نیستند، و حتی مفید اند. فرضاً یک شخص معتاد به چای ممکن در روز ۲۰ پیاله یا ۲ ترموز چای به تنهایی نوش جان کند، ورزش هم ممکن ۲ ساعت یا ۳ ساعت کند، ماست نیز ۲ بار در نان چاشت و شب نوش جان کند ، که این اعمال تکراری نه تنها که مضر نیستند بلکه در این حالت فواید شان بیشتر است.
ولی اعتیاد های فوق را که تشریح کردم که برای صحت عامه منحیث اعتیاد قابل بحث اند، آن ها وقت در حد اعتیاد در میایند، مشکل ساز هستند، به همین سبب آن ها اعتیاد نامیده میشوند، برداشت از اعتیاد منفی گرفته میشود، و فکر میشود که تنها اعتیاد همین مسایل است که از لحاظ صحت عامه به آن پرداخته میشود.
در این مسئله یک موضوع دیگر نیز جالب است. این مسئله شدت یا قدرت بوجود آوردن اعتیاد ماده است. مثلاً ماست در مجموع بنام اعتیاد زا شناخته نمیشود، ولی چای اعتیاد زا شناخته میشود چون قدرت بوجود آوردن اتکا به آن بیشتر است. به همین سلسله قهوه قدرت بوجود آوردن اعتیاد را بیشتر را به چای دارد. سگرت بیشتر از قهوه، چرس بیشتر از سگرت، و هیروئین هزاران مرتبه بیشتر به چرس و مواد کیمیایی تولید شده لابراتوار مانند شیشه/آیس یا امفتامین او فنتانیل هزاران مرتبه قدرت بیشتر اعتیاد و اثر نسبت به تریاک یا هروئین دارند.
حالا وقتی اعتیاد به ماده بوجود آمد، اعتیاد یک شخص که سگرت استفاده میکند، با وجود که درجه شدت یا قدرت بوجود آوردن اعتیاد انرژی باب ممکن نظر به تنباکو کم باشد، ولی اعتیاد هر دو شخص عین شدت را برای هر دوی آنها دارد. ترک آن عین اندازه مشکل برای یک شخص سگرتی ، چرسی و انرژی خور است. فرق وقتی به میان میاید که چندین اعتیاد موجود باشد. فرضاً شخص که تنها انرژی می نوشد ترک انرژی برایش سخت تر است نسبت به شخص که هم انرژی مینوشد و هم سگرت میکشد. چون سگرت قدرت بیشتر دارد و هم این شخص ترک انرژی را با کم و بیش استفاده کردن سگرت جبران میکند. اگر متوجه شده باشید، در تداوی معتادین نیز برای ترک اعتیاد شان عادات بدیل یا اعتیاد بدیل در نظر گرفته میشود که در بدن آنها باید دوپامین از راه دیگر تولید شود.
از این لحاظ این بحث بسیار جالب و پیچیده است. اگر به بخش طبی آن بپردازیم، بسیاری افرادی که به اعتیاد شدید مواد گرفتار میشوند، آنها در ضمن قربانی بودن شرایط زندگی و محیطی یک نوع تمایل، آسیب پذیری، نقیصه یا گرایش از لحاظ جنیتیکی نیز نزد شان وجود میداشته باشد که در بعضی موارد حتی اعمال مانند قتل و قتال، جنایت، جرم، و تخلف را زیر سوال میبرد، ولی جامعه هنوز پاسخ برای مقابله و تشخیص قطعی ندارد، فعلاً الله بلا در گردن ملا (شخص)است که آخرش شخص مسول پنداشته میشود. ولی تصمیم گیری انسانی بسیار پیچیده از آن است که برای ما تشریح میشود.
البته بحث من بحث دینی نیست. به بخش دینی تصمیم گیری نمیپردازیم که این بحث را از بین میبرد و انسان را مطلق مجبور میگرداند، که چنین نیز نیست. در بحث دینی ملا ها راه آسان یافته اند که جای اختیار انسان به فایده ملا ها است، انسان را مختار میدانند و جای که مجبوریت انسان به فایده ملا ها و تفسیر شان است، انسان را مجبور میدانند.