به مناسبت بیستمین سالگرد رحلت مرحوم مولوی محمد یونس خالص (رحمهالله)
عبد الرووف توانا
میراث فکری، سیاسی و مبارزاتی یک رهبر دینی در تاریخ معاصر افغانستان
بیستمین سالگرد رحلت مرحوم مولوی محمد یونس خالص (رحمهالله)، فرصت مناسبی است تا نقش و جایگاه این عالم مجاهد، اندیشمند اسلامی، نویسنده، شاعر و رهبر سیاسی در تاریخ معاصر افغانستان از منظر فکری، سیاسی و اجتماعی مورد بازخوانی قرار گیرد. بیتردید، نام مولوی محمد یونس خالص با دعوت اسلامی، تربیت نسل مؤمن، مقاومت در برابر اشغال خارجی و تلاش برای حفظ هویت اسلامی و استقلال افغانستان گره خورده است.
مرحوم خالص در روزگاری پا به عرصه گذاشت که افغانستان با چالشهای عمیق فکری، فرهنگی و سیاسی روبهرو بود. او با تکیه بر دانش دینی، شناخت عمیق از قرآن و سنت و آگاهی از شرایط زمان، رسالت خویش را تنها در تدریس علوم اسلامی خلاصه نکرد، بلکه علم را با مسئولیت اجتماعی و سیاسی همراه ساخت و معتقد بود که عالم دین باید در برابر سرنوشت امت اسلامی احساس مسئولیت کند.
از مهمترین ویژگیهای شخصیت او، پیوند میان اندیشه و عمل بود. وی هم در میدان تعلیم و تربیت، هم در عرصه فرهنگ و رسانه و هم در صحنه مبارزه سیاسی و مقاومت ملی حضور فعال داشت. مدیریت نشریات دینی، نگارش آثار علمی و ادبی و تربیت شاگردان فراوان، در کنار رهبری جریانهای جهادی، نشان میدهد که او به نقش فرهنگ و آگاهی در کنار مقاومت اهمیت ویژهای میداد.
در دوران اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی، مولوی محمد یونس خالص از رهبران برجسته جریانهای جهادی بود و با تأسیس «د افغانستان اسلامي حزب» در سازماندهی بخشی از مقاومت نقش ایفا کرد. او در میان بسیاری از همرزمان خود، بیش از هر چیز به عنوان یک عالم دین و مرجع فکری شناخته میشد و همواره بر اخلاص، تقوا، وحدت مسلمانان، رعایت اخلاق اسلامی و دوری از اختلافات داخلی تأکید داشت.
پس از تجاوز امریکا و متحدانش در سال ۲۰۰۱ میلادی در افغانستان، مرحوم مولوی محمد یونس خالص بار دیگر مواضع و موقف خویش را نسبت به حضور نیروهای خارجی ابراز کرد و بر ضرورت حفظ استقلال، حاکمیت ملی و هویت اسلامی افغانستان تأکید ورزید. وی با وجود کهولت سن و دشواریهای جسمی، همانند دوران جهاد علیه اشغال اتحاد شوروی، بار دیگر از مقاومت در برابر اشغال حمایت کرد و در حد توان و امکانات خود در کنار مجاهدان قرار گرفت. این مواضع و اقدامات، بخشی از کارنامه سیاسی و جهادی او در سالهای پایانی عمرش به شمار میرود و بررسی اندیشه و عملکرد وی باید با توجه به شرایط تاریخی، سیاسی و اجتماعی آن دوره صورت گیرد
مرحوم خالص باور داشت که استقلال سیاسی بدون استقلال فرهنگی و فکری و اقتصادی پایدار نخواهد ماند. از همین رو، همواره بر تربیت نسل آگاه، حفظ ارزشهای اسلامی، تقویت وحدت اسلامی و پایبندی به اخلاق اسلامی تأکید میکرد. از نگاه او، هرگونه حرکت اصلاحی زمانی موفق خواهد بود که بر پایه ایمان، علم، عدالت و مسئولیتپذیری استوار باشد.
در عرصه فرهنگ نیز خدمات او کمنظیر است. آثار علمی، تفسیری، فقهی، ادبی و اشعار وی، بهویژه به زبان پشتو، بخشی از میراث فرهنگی افغانستان را تشکیل میدهد. زبان ساده، بیان روان و توجه به مفاهیم اخلاقی، دینی و اجتماعی سبب شده است که آثار او همچنان مورد توجه پژوهشگران و علاقهمندان قرار گیرد.
یکی دیگر از ابعاد برجسته شخصیت مولوی محمد یونس خالص، سادهزیستی، زهد، اخلاص و پرهیز از دنیاطلبی بود. کسانی که او را از نزدیک میشناختند، وی را عالمی متواضع، مردمی و دور از تشریفات توصیف کردهاند؛ شخصیتی که مصالح اسلام و مردم افغانستان را بر منافع شخصی مقدم میداشت و در تمام مراحل زندگی بر همین اصل پای فشرد.
امروز، پس از گذشت بیست سال از رحلت این عالم مجاهد، بازخوانی میراث علمی، فرهنگی و سیاسی او میتواند برای نسل جدید پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ معاصر افغانستان الهامبخش باشد. بررسی زندگی او نشان میدهد که نقش علما در تحولات اجتماعی تنها به حوزه آموزش محدود نبوده، بلکه آنان در عرصههای فرهنگ، سیاست و هدایت فکری جامعه نیز اثرگذار بودهاند.
بیستمین سالگرد رحلت مولوی محمد یونس خالص، تنها یادآور فقدان یک شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه فرصتی برای تأمل در میراث علمی، فرهنگی و سیاسی او و نقش اندیشه دینی در تاریخ معاصر افغانستان است. نام او، فارغ از دیدگاههای متفاوت درباره رویدادهای سیاسی کشور، همچنان در حافظه تاریخی افغانستان به عنوان یکی از چهرههای شناختهشده نهضت اسلامی، نویسندگان دینی، شاعران متعهد و رهبران اثرگذار مقاومت در سده گذشته باقی خواهد ماند.
رحمات الهی بر روح آن عالم مجاهد و اندیشمند مسلمان، و امید آنکه خدمات علمی، فرهنگی و اجتماعی او همچنان موضوع پژوهش، گفتوگو و بهرهگیری نسلهای آینده قرار گیرد.
۲۸ سرطان ۱۴۰۵