استاد خليل الله خليلى !
از ديروز بدينسو در صفحات اجتماعى و رسانه ها افواهات و اخبار منتشر شده مبنى بر اينكه ، امارت اسلامى افغانستان در صحن پوهنتون كابل مرقد ثانى و يا دوم فقيد و مرحوم خليل الله خليلى شاعر و سخنور زبان پارسى درى را ويران و تخريب كردند.
تا هنوز در اين مورد كدام اعلاميه و واكنش رسمى از طرف مقامات امارت نشر نشده است و اگر اعلاميه نشر شده باشد ، تا هنوز نگارنده در مورد اطلاع نداشته و نمى خواهم در مورد اظهار نظر داشته باشم.
كار بران صفحات اجتماعى و بخصوص آنهائيكه با امارت در مخالفت و در ضمن افكار و نظريات قوم گرايانه دارند ، طورى به اين خبر واكنش و تبليغات دارند كه گويا مرحوم استاد خليل الله خليلى شاعر و سخنور زبان پارسى درى و طالبان اكثريت پشتون تبار و اين كار را بخاطر مسائل قومى و زبانى انجام دادند.
ضمناً عده يى از حلقات كمونيستى " خلقى ها و پرچمى ها " و در عدم سواد از قضاياى جهاد ملت افغانستان عليه قشون سرخ، در مورد شعر و ابيات سروده شده از ايشان در مورد مدح و ستايش از مرحوم جنرال ضيا الحق ، او را تاديب و شخصيت او را جرح دارند.
نگارنده در اين سطور به كسانيكه به مسائل قومى و زبانى دامن زده و طورى وانمود دارند كه گويا آن مرحوم شاعر و سخنور زبان پارسى درى ، تاجيك تبار و پارسى زبان بوده ؛ پس امارت و طالبان اين كار را بر مبناى مسائل قومى ، زبانى و سمتى انجام دادند.
فقط جهت معلومات و افزايش گراف سواد تاريخى كسانيكه در مورد بيوگرافى و سوانح آن مرحوم معلومات ندارند ، بايد اضافه كرد كه استاد خليل الله خليلى ، مادر و پدر ايشان هر دو پشتون تبار و به قوم صافى ولايت كاپيسا منسوب بودند.
استاد خليل الله خليلى فرزند مرحوم مستوفى الممالك محمد حسين خان وزير ماليه ، دوره سلطنت امير حبيب الله خان و در ضمن ايشان مسؤول استخبارات سلطنت امير حبيب الله خان بودند.
والده استاد فقيد خليل الله خان دخت عبدالقادر خان صافى از خوانين شهير كوهستان كاپيسا و هميشره نائب سالار وزير عبدالرحيم خان صافى و عبدالوهاب خان صافى بودند ، به اين مفهوم كه والدين ايشان خالص پشتون تبار و منسوب به عشيره صافى بودند.
استاد فقيد در طفوليت و صغارت از نعمت والدين مرحوم و در نخستين روز هاى سلطنت شاه امان الله خان ، پدر ايشان مستوفى الممالك إعدام انقلابى و آنهم بجرم اينكه نخستين اعضاى مشروطه خواهان اول را به حكم و فرمان امير حبيب الله خان ، دستگير و توقيف و اعدام ميشوند.
خليل الله خليلى توسط ماما هايش و بخصوص مراقبت جد مادرى با برادر كوچكتر و خواهرش بزرگ و در قسمت تعليم و تربيه ايشان توجه ميكنند.
فراموش نبايد كرد كه خليل الله خليلى چهار خانم منكوحه ايشان نيز به اقوام پشتون صافى ، كاكړ و محمد زیی ها منسوب و شخص ايشان هيچ نوع تعصب قومى ، زبانى و سمتى نداشتند.
در تصوف منسوب به طريقه قادريه و مريد پير تگاب فخر المشايخ مياگل جان آغا تگاب كه مرشد طريقت ايشان نيز منسوب به قوم صافى و پشتون تبار بودند.
او در زمان جهاد با حزب جمعيت اسلامى و جبهه نجات ملى پيوند نزديك سياسى و در دهه سلطنت بعد از سپرى كردن يك دوره زندان توسط محمد هاشم خان با شاه محمود خان و محمد ظاهر شاه روابط نزديك سياسى ، دفتر و ديوان داشتند كه بر علاوه منشى دربار ، رئيس و استاد پوهنتون كابل ، در سفارت هاى ايران ، عراق ، كويت و عربستان سعودى وزير مختار و ديپلومات بودند.
فقيد خليل الله خليلى ، در زمان اشغال روس حامى و همكار نزديك فرهنگى به مهاجرين و مجاهدين افغانستان بودند و روى همين ملحوظ ابيات تلميح شده و مدح در مورد مرحوم جنرال ضيا الحق دارند.
اينكه نتاىج جهاد و قهرمانى ملت ما در پايان روز به كجا خاتمه يافت ، بحث جدا و عليحده است ؛ ولى در همان فرصت كه بيشتر از سه ميليون افغان به كمپ هاى سوزان پاكستان مهاجر و حامى و همكار جز انصار پاكستان نداشتند ؛ بناً ايجاب ميكرد به قدر دانى از جنرال ضيا الحق كه در راس ملت و مردم پاكستان ، ميزبان بيشتر از سه ميليون مهاجر و مجاهد افغانستان بودند قدر دانى و اظهار امتنان و تشكر داشته باشد و اينكه امروز همان اوضاع و سياست جهان تغير و نه همان اتحاد شوروى وجود دارد، نه جنرال ضيا الحق در قيد حيات است و نه هم خليل الله خليلى ، فكر كنم حال نقد كردن و جرح كردن به شخصيت خليل الله خليلى مناسب و از نظر اخلاقى و آنهم از آدرس كمونيست ها نا وقت تر است.
فراموش نبايد كرد كه رهبران مجاهدين و اهل قلم منسوب به خانواده مجاهدين ، مثليكه بارق شفيعى و سليمان لايق به لينن درود فرستاده بودند ، كسى هم به روح و روان جنرال ضيا الحق درود و سجده تعظيم انجام نداده بود.
استاد خليل الله خليلى عضويت شوراى ثقافت جهاد افغانستان را داشتند كه در اواخر عمر به اسلام آباد پاكستان زندگى و نظر به كبرسن و كهولت داعى اجل را لبيك و نظر به وصيت شخص خود ايشان در جوار زيارت رحمان بابا در شهر پشاور پاكستان به آنسوى خط فرضى ديورند بشكل امانت تا آزادى افغانستان بخاك سپرده شوند.
با وجوديكه در همان زمان داكتر نجيب رئيس جمهور وقت روابط نزديك همراى فرزندان و خانواده ايشان داشت ، البته فرزند ايشان معتصم بالله خليلى والى كاپيسا ، دو فرزند ماماى ايشان محمد طارق فرزند وزير عبدالرحيم خان والى پروان و جنرال معشوق وهاب فرزند عبدالوهاب خان از افسران عاليرتبه وزارت داخله و نظر به تقاضاى داكتر نجيب كه ميت و جسد ايشان به كابل انتقال داده شود ؛ ولى از اينكه خليل الله خليلى چنين وصيت كرده بود ، ايشانرا بشكل امانت در قبرستان رحمان بابا بخاك سپردند ، چند سال قبل نظر به وصيت ايشان يكتن از تجار ملى تابوت و جسد ايشانرا به كابل انتقال و در صحن پوهنتون كابل مجدداً دفن كردند.
حال اينكه امارت اسلامى و طالبان چنين اقدام و تخريب مقبره را روى چه منظور انجام داده است، تا به حال واضح و روشن نبوده و اميد است كه سران امارت بخاطر حساس بودن وضعيت و تبليغات سؤ از مراجع رسمى و مطبوعاتى و قبل از وقوع تبليغات منفى جهت روشن كردن اذهان عامه اعلاميه صادر كنند.
در پايان چنين شخصيت هاى فرهنگى ، سياسى ، مذهبى و تاريخى همه شمول و افغانستان شمول بوده و به همه اقوام و مليت ها و زبان هاى افغانستان تعلق دارند و در ميان پشتون تنها خليل الله خان نبوده كه در زبان پارسى درى شعر سروده است و اين هم زيبايى و علاقه پشتون تبار ها به پارسى درى است ، كه نه تنها در جغرافياى افغانستان بشمول عبدالعلى مستغنى ، عبدالهادى داوى، عبدالحى حبيبى ، عبدالرحمن پژواك ، موسى شفيق ، گلبدين حكمتيار ، سليمان لايق و در بيرون از جغرافياى افغانستان عراقى ، بيدل و علامه اقبال جدا از سليقه هاى سياسى به ابن زبان شعر سروده است و اين خلاقيت و استعداد را در پشتون هاى افغانستان نهفته است كه به زبان پارسى درى شعر را زمزمه و مانند عبدالرب ساربان ، ناشناس ، خانم پروين ، احمد ولى ، جواد غازيار ، احمد ظاهر ، حيدر سليم ، سلما ، پريسا مرسل و فرهاد دريا سروده هاى زيبا به زبان پارسى درى داشته باشند ، در حاليكه به اصل پشتون تبار هستند.