سومالیه واسرائیل
در همین هفته اسرائیل اعلان کرد که منطقهء ارض الصومال ویا سومالی لند را به رسمیت می شناسد.دولت های عربی رفض مطلق خود را در این مورد اعلان کردند وتاکید کردند که آنان منطقهء ارض الصومال را بخشی از قلمرو جمهوری صومال که پایتخت ان مقدیشو هست می شناسند.از اینکه این نوع رفض های قاطعانهء دولت های دولتهای عربی نزد اسرائیل دیگر به انداز آن چیزک پشک هم اعتبار ندارد نیازی به تبصره در قبال موضع گیری آنان نیست.پس بجای آن بهتر است موضع اسرائیل تبصره گردد.
میتوان گفت پیشروی اسرائیل در قلب جهان اسلام تنها متوقف بر فعالیت نظامی نیست بلکه بیشتر متوقف بر فعالیت دپلماتیک هست. در حقیقت اسرائیل از هر رابطهء دپلماتیک در طول تاریخ خود با ممالک عربی سود برده و نتیجه را به نفع خود رقم زده است.اعتراف اخیر اسرائیل به منطقه ارض الصومال اهداف خیلی بزرگتر از یک مبادره دپلماتیک می باشد.
برای درک گوشه های از این هدف صهیونستی بهتر است اگر اندکی به ماجرای صومال وارض الصومال اشارت کنیم.
صومال ویا سومالی عبارت از یک سرزمین پهناور است که در جغرافیای که شاخهء افریقا نامیده میشود قرار دارد، پشت سومالی در صحراها و دمن زارهای افریقا است و روی سومالی بر اقیانوس هند قرار دارد.مردم صومالی زبان واحد دارند ولی عبارت از قبائل متعدد می باشند که از معروف ترین ان قبائل، قبیلهء ابگال، ابرگدر، و رحویین، و چندین قبائل دیگر میباشد. مردم صومال مردم متدین و شافعی مذهب هستند، زبان آنان گرچند عربی نیست ولی به عربی نزدیک است. در سابق یعنی پیش از دوران استعمار این قبائل در شکل سلطنت های محلی زندگی می کردند و شهرهای بزرگی هم داشتند مانند شهر زیلع که فقیه حنفیی معروف امام زیلعی به ان منسوب است.
از اینکه ساحات صومال نزدیک ترین ساحاتِ مسلمان نشین با حبشه ـ ایتوپیای فعلی ـ بود میان سلطنت های مسلمان صومال و میان سلاطین عیسویی حبشه جنگهای بر میخاست، سلاطین مسلمان صومالی در این جنگها دست بالا داشتند یعنی ساحات خود را از سلطهء امپراطوری حبشه بیرون نگه داشته بودند تا اینکه در قرن ششم میلادی برای اولین بار پرتگالی ها که تازه بر دریاها تسلط یافته بودند و اولین سپاه استعمار غربی بعد از اغاز نهضت غرب را تشکیل می دادند به طرفداری حبشه بر علیه صومالی ها وارد سواحل صومال شدند ولی با جهاد مردم صومال مواجه شدند.
بعد از ورود انگلیس وفرانسه به صحنه این هردو کشور در اواخر قرن نزده مشخصا در سال 1888 میان هم توافق نمودند که سرزمین صومال را میان خود تقسیم کنند. اما برای بار دوم مردم صومال بر علیه استعمار انگلیس وفرانسه به جهاد برخاستند و زعامت این جهاد را شیخ محمدعبدالله حسن و شیخ حسن برسنی و شیخ بشیر وسائر علماء ومشایخ به عهده داشتند اما این مقاومت ها نظر به امکانات و پیشرفت نظامی استعمار به تدریج به نفع استعمار می انجامید. استعمار از اختلاف های قبائلی صومال منفعت می برد و این قبائل به پیروزی های محدود در ساحات محدود خود وتأسیس امارت های مخصوص خود و اکتفا به تعلیم فقهیی قدیم وتدریس کتب فنون و دوری از علوم نوین اکتفا می کردند.تا اینکه بعد از جنگ جهانی دوم اینالیا نیز وارد صحنه شد وقسمتی از ان را تصرف کرد. بعد از جنگ دوم جهانی و تصفیه حساب های داخلیی قدرت های استعماریی غرب روند استقلال بخشی و تاسیس احزاب مدرن و نیز الحاق های هدفمند اراضی توسط استعمار اغاز گردید. اینجا بود که سرزمین ارض الصومال که تابع انگلیس بود در سال 1960 خودرا دولت مستقل اعلان کرد و کشورهای عدیدی ان را به رسمیت شناختند ولی پنج سال بعد با مناطق صومال جنوبی متحد گردید و هر دو دولت به دولت واحدی تبدیل شدند. در همان سالها جنرال معروف صومال جنرال محمدسیاد بری که به اردوگاه شوروی پیوسته بود و نظام مارکسستی را بر صومال حکمفرما ساخته بود برای متحد سازی قبائل صومالی وتاسیس صومال بزرگ وارد جنگ با حبشه شد تا منطقه اوگادین را که مردم ان صومالی های ساکن در ایتوپیا بودند به صومال مرکزی منضم بسازد.
جالب این است که روسها در این جنگ و بعد از پیشروی صومالیها در عمق خاک حبشه در صف حبشه قرارر گرفتند. یعنی هویت عیسویی ارتدوکسی حتی شوروی های بی دین را وادارد ساخت از رفیق کمونست خود به نفع حبشه ی که مقر تاریخی ارتودکس حساب میشود، بگذرند.
بعد از سقوط حکومت محمدسیاد بری در سال 1991 جنگ داخلی به وقوع پیوست، گرچند سیاد بری مانند سرنوشت داکتر نجیب را نداشت اما مقدیشو سرنوشت کابل را داشت، این هردو شهر در تاریخ واحد در اثر جنگهای داخلی می سوختند.
همزمان با جنگهای داخلی در جنوب منطقه ارض الصومال به رهبری محمدابراهیم عقال مجددا اعلان تجزیه نمود وخودرا دولت مستقل اعلان کرد و شهر هرگیسا را پایتخت خود ساخت.
ارض الصومال در عرصه امنیت ورفاهیت و دمکراسیی سیاسی پیشرفت کرد و انتخابات های نسبتا شفاف برگذار می کرد ولی با انهم هیچ دولتی در جهان ان را به رسمیت نشناخت، فقط کشور لیبی انرا به رسمیت شناخته بود ونهایتا سحب اعتراف کرد.
حالا اسرائیل این منطقه را به رسمیت شناخته است و این منطقه نیز در اینده نزدیک با اسرائیل روابط دپلماتیک برقرار خواهد کرد.
هدف اسرائیل در قدم اول استفاده از سواحل ارض الصومال وبندرگاه بربره است که در فاصلهء نزدیک با یمن قرار دارد وراه ورود دریایی به یمن و عربستان و حتی مصر وسودان را از طریق دریای سرخ کنترل می کند. از همین جهت رهبر حوثیهای دولت یمن اعلان کرد که هر نوع وجود اسرائیلی در ارض الصومال را با حمله نظامی هدف قرار خواهد داد.
و در قدم دوم هدف اسرائیل ایجاد تفرقه و تجزیه اراضی مسلمانان است.
حکومت ارض الصومال با وارد ساختن اسرائیل به ساحت خود اشتباه بزرگ را مرتکب شده است.