تبصرهء کوتاهی بر توافقِ امریکا وایران

جوونی 18, 2026 - 18:06
 0  2
تبصرهء کوتاهی بر توافقِ امریکا وایران

کشور سویس اعلان کرده است که قرار است روز جمعه  آینده میزبان امضای یک تفاهمنامه میان ایران وامریکا باشد. این تفاهمنامه در منطقهء کوهستانیی واقع در ولایت لوتسرن صورت می گیرد و مقدمه برای دست یابی به یک معاهدهء همه شمول و یا حداقل مقدمه برای یک مفاهمه فراگیرتر می باشد.

گرچند بر سخنان دونالدترامپ حتی بعد از معاهده بستن اعتباری نیست ولی باز هم تا جاییکه معلوم میشود قضیه اینبار جدی معلوم میشود.

در هر معاهدهء پسا جنگ اولین سؤالی که مطرح میشود این است که کدام جهت برنده بوده است؟.

رسانه های غربی با نوعی خجالتی این سؤال را مطرح می کنند.

به جز خود ترامپ،اکثر مبصرین به این نظر اند که نتائج این جنگ به نفع جمهوری اسلامی ایران انجامیده است، مبصرین دلائل عدیدی را برای صحت این ادعا شمرده اند،منجمله اینکه هم اکنون این توافق فضای اتحاد میان امریکا و اسرائیل را آسیب رسانیده است و برای اولین بار نوعی از گلایه گذاری میان امریکایِ ترامپ و اسرائیلِ نتانیاهو، ظاهر شده است.

بطور مثال نتانیاهو گفت اگر امریکا منافع خودرا دارد اسرائیل نیز منافع ویژهء خود را دارد واسرائیل از توافق ترامپ با ایران خرسند نیست.یکی دیگر از وزیرانِ کابینهء اسرائیل گفت خداوند ترامپ را شمشیر ساخته است،نباید این شمشیر تا کار را یکسره نکرده است عقب نشینی کند.

ترامپ به نوبهء خود از حملات اسرائیل بر لبنان اظهار نا رضایتی کرد و گفت اگر من‌نمیبودم حالا اسرائیل تباه شده بود.

ترامپ نکته جالبِ دیگری هم گفت، ترامپ گفت مسئله حزب الله را باید به سوریه واگذار کنیم.

همچنان آمار تلفات امریکا نشان می دهد که بی قراری پیهم ترامپ برای آتش بس و توافق، بی موجب نبوده است. بر خلافِ آنچه بسیاری تصور میکنند که ارتشهای غربی در ارایهء آمارِ تلفات خود صادق هستند چنین نیستند، با وصف این خود امریکائیها آمارهای را از تلفات خود ارایه داشته اند که قبلا توقع برده نمیشد .مثلاً سقوط وتخریب اعدادِ زیادی از طیاره های سوخت رسان و پهبادهای مقتدر، و متضرر شدن رادارهای امریکا و تقریبا فلج شدن پایگاه های امریکایی در منطقه خلیج فارس، حکایت از تلفات سنگین دارد، شاید مدت ها بعد امریکائیها اعتراف کنند که هردو کشتی بزرگ هواپیمابردارِ امریکا که آسیب دیدند در نتیجهء حملات ایران بوده است، و نیز امریکائیها حتی شاید روزی آمار تلفات زمینی خود را در عملیات تلاش برای ربودن یورانیوم اعلان خواهند کرد.

همچنان در جبههء جنگ لبنان اسرائیلی ها برای بارِ اول شاهد تکتیکهای جدید حزب الله شدند، چنانکه پهبادهای حزب کامیون های نظامی ارتش اسرائیل را تعقیب می کند، تا سرحدی که عساکر صهیونست در آخرین لحظات زندگی از کامیون خودرا هرسو پرتاب می کنند.و ایران نیز با وصف نیاز مبرمی که به ختم جنگ دارد از حمایت نظامیِ گروه مقاومت جنوب لبنان دست نکشیده است.

البته تعدادی از مخالفین ایران و مشخصا گروه وهابیی مدخلی در جهان عرب همزمان با اعلانِ توافق، تنها ماندنِ غزه و نگنجیدنِ غزه در این توافق را به عنوان غدر وخیانت ایران وفریفتن مردم غزه عنوان کرده اند.

اینجا باید اندکی توقف کرد:

 اینکه غزه باید مشمول هر توافق میان ایران و امریکا و یا هر توافق منحصر به فرد خود شود، این را همه آرزو می کنند ولی آیا ایران اینقدر توان دارد که مطالب غزه مظلوم را بر امریکا و اسرائیل بقبولاند؟

طبیعتا ندارد.بلکه همه دیدیم که دخالتِ ایران در امور فلسطین و سردادنِ شعارهای تهدید به نابودسازی اسرائیل منجر به این شد که از رهبرِ انقلاب خود تا اکثریت قیادت های نظامی خود را از دست بدهد.گرچند که چنان مردن برای رهبر انقلاب اسلامی ایران بعد از این همه عمر افتخار بزرگی محسوب میشود.

از سوی دیگر قضیهء غزه برای اسرائیل از قضیهء جنوب لبنان فرق دارد. اعمالِ فشار بر اسرائیل در جنوب لبنان ممکن است اسرائیل را وادار به عقب نشینی کند اما اسرائیل را وادار به ترک غزه نخواهد کرد،اسرائیل  از غزه به احتمال قوی که بیرون نخواهد شد چون همه چیز را تقریبا آنجا تمام کرده است، آنجا تقریبا همه چیز به خاک یکسان شده است و بسیاری از فرماندهان مقاومت شهید شده اند و یا هم نیروی مقاومت پراگنده شده است .

موضوع دیگر اینکه مگر ایران مسئول اول واخیر دفاع از غزه است؟ آیا کشورهای سنیی ویا عربیی وجود ندارند که به داد غزه برسند؟ وقتی وجود دارند وکاری نمیکنند و حتی بعضیشان در تبانی با اسرائیل در مورد غزه قرار دارند پس از ایران بیش از توانش معقول نیست توقع شود.

اما آیا این  نقطهء که مخالفین ایران در باب بیهوده بودن حملهء هفت اکتوبر که مقاومت غزه بر پایگاه اسرائیل انجام داد و جنگ دونیم ساله غزه را در پی داشت مطرح میکنند موضوع قابل مکث است، و میشود در بارهء آن سخن گفت، ولی همه میدانند مقاومتِ فلسطین در غزه زادهء وضع داخلی خودِ آنان و تصمیم وعزیمت خود مجاهدین غزه بود.

چنین زعم که ایران انان را به این حمله واداشته باشد بعید به نظر می رسد بلکه این احتمال که خود اسرائیل توسط بعضی افسران استخباراتی عربی که برای مقاومت فلسطین نقش همکار وخبر رسان را شاید ایفا کرده باشند ولی در حقیقت تابع اسرائیل بوده باشند، حماس را به حمله هفت اکتوبر واداشته باشد، وجود دارد.

همچنان یکی دیگر از علائم برنده شدن ایران در این جنگ استفادهء نظامی ایران از تنگه هرمز بود تا حدی که یکی از عمده ترین چالش ها برای ترامپی که وعدهء بهبود اقتصادی برای امریکائیان را می داد باز کردن تنگه هرمز گردید. حالا صرفنظر از  سرنوشتِ یورانیوم ایران که در آینده چه میشود یا نمیشود، توافق کنونی امریکا وایران،ایران را بحیث قدرت بزرگ منطقه باقی گذاشت و سرنوشت چندین کشور عربی واقع در حوزه خلیج فارس را به مخاطره افگند.

 به نظر من شاید بیشترین کشوری که از این توافق متضرر شود کشور امارات متحد عرب خواهد بود زیرا کشور مذکور  در یک رفاقت و تابع داری بسیار فوق العاده ی با اسرائیل قرار گرفته است، رفاقتی که طبعا اسرائیل همه کاره خواهد بود، اگر ایران به شکست کامل مواجه میشد و معاهدهء تسلیم را امضا می کرد، اسرائیلی ها با نفوذ اقتصادیی که در جهان دارند امارات را بیشتر رشد می دادند، اما حالا و در چنین فضا دشوار است که امارات جایگاه سابق خود در امنیت واقتصاد را دریابد،سرمایه گذاری در انجا ازین بعد مانندِ سابق نخواهد بود..

همچنان از نتائج دیگر این توافق بخار شدن خواب های فرزند شاه ایران و سائر مخالفین نظام است  و درس عبرتی است که بیگانگان چطور مانند کاغذ دستشوی از مردمان وطن فروش استفاده می کنند و چیزی هم نمی دهند . عدالت اگر محقق شود  فقط وفقط توسط خود مردمی که از بیعدالتی مینالند محقق میشود.

بلی از  آسیب های جدیی که ایران دیده است نیز نمیشود انکار کرد،ایران ضربات شدیدی دیده است  اما جهان، ایران را و ملت ایران را زین بعد بیشتر شناخت، و شناخت که ایران در حجم آن کشوری که روزی در حجم جنگ با عراق بود باقی نمانده است، بلکه به یکی از قدرت های بزرگ منطقوی تبدیل شده است که هر جایی را که بخواهد میتواند هدف بگیرد.

اما ما باید بحیث یک مسلمان عقلگرا در قبال توافق امریکا وایران که منجر به ختم جنگ ومحاصره میشود چه آرزوی داشته باشیم؟

صلح ها و دست یابی به توافق ها باید از صمیم آرزوی یک مسلمان در عصر حاضر بوده باشد زیرا جوامع مسلمان بسیار درزها دارد ونیاز به بسیار اندرزها دارد تا خود را از نظر اجتماعی اصلاح نماید.

همچنان که ما نباید از آسیب های که عدیدی از کشورهای عربیی در خلیج فارس متحمل شدند خرسند باشیم.

دولت های عربی خلیج گرچند که با برخی سیاست های آنان موافق نباشیم اما بطور عموم دولت های هستند که خودرا نسبتا رسانیده اند، نسبت به بسیاری از ممالک مسلمان وحتی غیر مسلمان،این کشورها از بابت تعلیم، از بابت عمران وآبادانی، از بابت امنیت، از بابت بانکداری، پیش هستند و چهرهء زیبایی برای شرق ایجاد کرده اند. همین کافیست که مردم خودرا از گرسنگی در ان صحراهای بزرگ نجات داده اند. این کشورها صرفنظر از سیاست های نادرستی که در عرصهء سیاست خارجی داشته اند و جفای که با بعضی قضایای امت اسلامی کرده اندف اما بازهم در این اواخر بسوی اصلاحاتی اداری بهتر واصلاحاتِ فرهنگی بهتر روی آورده اند . حتی شیخ های بزرگ این ممالک در عرصهء سرمایه گذاری هتل ها وقصرهای مجلل وباشگاه های بزرگِ ورزشی در غرب را خریداری کردند. من فکر میکنم این چیزها نیز به نوبهء خود حسدِ غربیان را بر انگیخت و به آتش دشمنی میان ایران و این کشورها افزودند.آرزو برده میشود که روابط ایران و این کشورها بهبود یابد و به درک مشترک تبدیل گردد.

این سخن که ممکن است بعد از توافق دولت های عربی خلیج فارس بسوی چین بیشتر روی آرند یعنی به نحوی جایگاه اربابان را تبدیل کنند،به نظر من فقط در سطح یک احتمال بعید باقی خواهد ماند چونکه ممالک عربی خلیج به امریکا دوستی و ارادت دارند و از امریکا هرچند انان براند روی بر نمی گردانند.

این کشورها گویا خطاب به ترامپ میگویند:

ابا الرومِ انت المجیرُ،یستعانُ بهِ

و رغمً جفائکَ، نُقبّل منکَ اطیازا.

همینکه بعد از این پایگاه های را در خدمت امریکا قرار ندهند کفایت میکند.

به هرحال: اگر این توافق ادامه یابد و به یک صلح فراگیر در منطقهء گسترش یابد، آرزوی ما این است که جمهوری اسلامی ایران بینش اصلاحی را بیشتر پیشه بسازد، و مفاهیم ارزشمندِ مبتنی بر عدالت طبیعی وکلیات دین را بر تفصیلاتِ مذهبی مقدم بشمارد، و آزادی های اجتماعی را در میان مردم خود بیشتر ارتقا دهد، و قدرِ ملت بزرگی را که از همه اطیاف واقشار در برابر دشمن متحد شدند، بشناسد.  به امید صلح حقیقی در جهان و قطع ظلم واستبداد. و لله عاقبة الامور.