شیطان واخوان
بنا بر اعلامیهء کاخ سفید که رسانه ها نقل کردند رئیس جمهوری امریکا دونالد ترامپ فرمان آغاز به اقدامی که شاخه های مرتبط به اخوان المسلمین را تروریست معرفی کند صادر نموده است.
اعلامیه در قدم اول خواهان تروریست شماری شاخه های اخوان در مصر و اردن وتونس گردیده و این جنبش را عامل جنگ در غزه و طرفدار غزه و مخالف با قضایای صلح و ارزشهای امریکا شمرده است.
صدر اعظم اسرائیل نتانیاهو فورا خوشنودی خود از این اعلان ترامپ را اعلان کرد و گفت ترامپ را در خصوص این کارش می ستایم،نتانیاهو افزود این سازمان تمام استقرار خاور میانه وبیرون خاور میانه را در خطر افگنده است.
اما سفیر اسرائیل در سازمان ملل در صفحه اکس خود نوشت: این تصمیم ترامپ تنها به نفع اسرائیل نیست بلکه به نفع ممالک همسایهء عرب نیز هست که مدت هاست از دهشت افگنی اخوان المسلمین رنج می برند.
ناگفته نماند یک هفته قبل والی ولایت مهم تکساس در امریکا اعلان کرد که سازمان اخوان المسلمین را در سطح ولایت تکساس یک سازمان تروریستی می شمارد.
حالا سؤال اینجاست که آیا این یک اقدام غیرمترقبه از سوی کاخ سفید است که در سلسله جنونیات یا دیوانگی های ترامپ صورت می گیرد؟
و آیا چنین اقدام تأثیر منفیی بر اخوان المسلمین می گذارد؟
برای پاسخ به این سؤال به نکات ذیل اگر توجه کنیم:
1 ــ حقیقتا انسان عاقلی نباید شک کند که زمانی که انگلیس ها وفرانسی ها از خاورمیانه رفتند نقشه را طوری ترتیب ندادند که در این ممالک بادی بر خلاف مزاج آنان بوزد.
فکر سیاسی اسلام یگانه خطری هست که منافع آنان را تهدید می کند و ظرفیت ایجاد رابطهء فرهنگی میان جوامع مختلف مسلمان را دارد. و جنبش اخوان هم یگانه جریانی است که این فکر سیاسی اسلام را در قالب قانون و انتخابات و ادبیات و علوم عصری ریخته است و به این ترتیب این جنبش چالش بزرگ بر سر راه استعمار می باشد.
به این ترتیب کاخ سفید در عهد ترامپ فصلی از کتابی را می نویسد که از دیر زمان نوشتن آن آغاز شده است.پس چنین چیزی کدام امر غیر مترقبه نمی باشد.
2 ــ ماجرای غزه و اصرار جنبش مقاومت در غزه بر بقاء در غزه و ترجیحِ قتلِ عامِ خود بر فرار از غزه را که یگانه مساحتِ دارای سیادت در فلسطین است که باقی مانده است نهادهای صهیوصلیبی را وا می دارد تا فعالیت خود بر علیه اخوان را تشدید بخشند.
3 ــ همچنان از پیامدهای دیگر این تصمیم اعمال فشار واختناق بر فعالیت های سازمان های مدنی مسلمان در امریکا است که در تناسب با اروپا نسبتا وضع بهتری داشتند.
بطور مثال ولایت تکساس انجمن روابط اسلامی امریکا را که از نهادهای عمده در برررسی قضایای مسلمانان در امریکا است به اتهام طرفداری از فلسطینیان و بالتالی تبعیت از اخوان ممنوع ودهشت افگن معرفی کرده است.
4 ــ از اهداف دیگر در این اقدام محو آثار دمکراسی سیاسی در ممالک عمدهء عرب است.
یعنی حکومت های جهان عرب با موضوع انتخابات وانتقالِ سلسِ قدرت و عمل به قانون اساسی و آزادی رأی در تضاد هستند، اینجا بود که مشروعیت حزبیی اخوان در بعضی این ممالک سرنوشت حکام در این ممالک را به چالش می کشید، اما از این به بعد و با دهشت افگن شمردن اخوان این حکومت ها از هر نوع مزاحمت سیاسی راحت میشوند و بدون اینکه کسی بتواند معترض شود جواهر ودراهم ودنانیر را در حجم صدها ملیارد دالر یعنی در حجم تریلیون دالر به امریکا جزیه می دهند.
5 ــ اما در بابت تاثیر این اقدام بر اخوان المسلمین در حد درکِ من چند بُعد وجود دارد.
فکر کنم برای کسی پوشیده نیست که اوضاع خاورمیانه ویا ممالک مسلمان نشین مجزا از اوضاع متردیی جهان نیست . حالا مفهوم دکتاتوری بر جهان بیشتر سایه افگنده است و کشورهای استعماری ایدولوژیک تر می شوند. در این میان بینش سکولریی شرقی در تناسب با اسلام گرایی در میان ممالک مسلمان وبالخصوص عربی افزونتر میشود و نتیجهء این همانا زوال تدریجیی فعالیت های حزبیی اخوان المسلمین میشود که هم شده است.به قول بعضی از مبصرین، اخوان از نظر تنظیمی در ضعیف ترین مراحل خود قرار دارد.اما بُعدِ دیگرِ موضوع این است که اخوان تنها عبارت از یک حزب نمی باشد بلکه عبارت از یک فکر ونظر می باشد، و قوام وصُلبِ این فکر ونظر را افراط گرایی تشکیل نمی دهد بلکه قوام وصلب این فکر ونظر را تمرکز بر هویت اسلامی و حفظ اراضی اسلامی تشکیل می دهد.
لهذا اعلان اخیر امریکا به نفع اخوان تمام میشود، چون ملیون ها انسان در گوشه وکنار جهان از لابلای همچو موضع امریکا و همچو امریکای که می شناسند به اخوان متمایل می شوند، از بسکه شراکت امریکا در جنایات زیاد شده است کار به جایی رسیده است که هر کسی را که امریکا بد بگوید مردم آن را خوب می گویند.
از یاد نبریم که امریکا بحیث حکومت همواره اعلان می کرد و میکند که با اسلام معتدل مشکل ندارد، بلکه با اسلام افراطی مشکل دارد.
اما این را بارها گفته ایم که این سخن امریکا یک دروغ محض است. امریکا با اسلام معتدل مشکل دارد، یا به عبارت بهتر با مسلمانان معتدل و جریانهای اعتدال گرای مسلمان مشکل دارد، با افراط گرایی وجریان های افراط گرای مسلمان هیچ مشکلی ندارد. بلکه آنان را هسته گذاری می کند.
از یاد نبریم ما جریانهای مختلف در میان مسلمانان داریم که عملا در تقابل با استعمار ونهادهای صهیوصلیبی قرار می گیرند، اما این تقابل انان به نفع نهادهای صهیوصلیبی تمام میشود.
مثلا ما جریانهای مسلمانی داریم که بلی دعوای تقابل با نهادهای صهیوصلیبی را دارند اما غرق در تقابل شیعه وسنی هستند تا سرحدی که اگر بمب اتم داشته باشند انرا فقط در نزاع شیعه وسنی بکار می گیرند.چنین جریانی کجا می تواند در صف تقابل با صهیونیزم قرار گیرد؟بلکه چنین جریان برای صهیونیزم استخدام میشود.
همینطور ما جریانهای مذهبیی دیگری داریم که در هند وبنگلادیش و پاکستان مدیریت مذهبی را در دست دارند و بر مدارس حاکم هستند اما هیچ چیزی ندارند، تصورشان از معاملاتِ بزرگِ جهانی جستجو کردن آن در حاشیهء فلان کتاب قدیم است تا باشد کدام فقیهی یک قرن پیش چیزی گفته باشد.اما عقل معطل است.
همینطور ما جریانهای داریم که در لفظِ خلیفه وخلافت گیر مانده اند و در دنیای توهمات خود غرق اند و از معادلات بین المللی بوی نمی برند ونمی خواهند ببرند.
همینطور ما جریانهای داریم که در شعار اسلامی هستند ولی در کردار قبائلی هستند،اوامر خدا ورسول و آراء ائمهء مذاهب در نزد اعراف وعنعاتِ قبائلیی آنان به گفتِ مردم وطن انتن نمی دهد.
این نوع منتسبین اسلامی برای انتقام قومی و یا تسلط قومی حاضر اند دریای خون را جاری سازند.
لهذا نهادهای صهیوصلیبی که ممثل صریح شیطان در عصر حاضر اند از چنین جریانهای مسلمان هیچ خوف وترسی ندارد.بلکه می گویند کاری را که ما نمی توانم در حق این امت انجام دهیم جریان های منتسب به آن انجام می دهند.
یگانه خوفی که دارند از جریانیست که می کوشد مسلمانان را از خواب غفلت بیدار کند وبه سلاح علم وعقل مسلح سازد.